تعبیر خواب

تعبیر خواب همانند فیزیک قانونمند، پیچیده و پر از شگفتی است.

در مهمانسرای امام رضا، قرمه سبزی ترشی می دادند

سارینا:

مطالب سایت رو خوندم بسیار مفید بود  اگه ممکن خوابم را برام تعبیرکنید.

خواب دیدم رفتم مهمانسرای امام رضا و غذا قرمه سبزی بود. جمعیت زیادی اومده بودن ولی متاسفانه غذا خیلی خیلی ترش بود و همه ناراضی. منم فقط یه لقمه خوردم ولی گوشت اصلی قرمه که تو ظرف نمایان بود را خوردم.

همه و من از کیفیت غذا شاکی بودیم که چرا اینجور حیف و میل میشه.

تفسیر:

خواب شما حکایت افرادی است که می توانند نیاز دیگران را برآورده سازند و به ظاهر نیز چنین می کنند؛ اما در کنه قضیه رفتارشان ناخوشایند و عملشان سهل انگارانه و شکایت زا است.

به تفسیر نمادها بپردازیم: مهمانسرا نماد نیاز و امام رضا نماد برخوردای است. این دو نماد، حالتی را نشان می دهند که بتوان نیاز دیگران را برآورده کرد. جمعیت حاضر نیز موقعیتی را نشان می دهد که نیاز نیازمندان وجود دارد و انسان می تواند خالصانه به حمایت از آنان و رفع نیازشان بشتابد.  به ظاهر نیز چنین می شود: قرمه سبزی نماد مرغوبیت است، اما ترشی ناپسند بودن را نشان می دهد.

در عمل، رفتاری که شکل می گیرد، ناجور و فاقد صحت لازم است.

اما،‌کمکی که به دیگران می شود چه ارزشی دارد؟ تکه گوشت درون خورشت ارزشمندی که در رفع نیاز دیگران وجود دارد را نشان می دهد. گوشت نماد گره گشایی و راحت افزایی است. هنگامی که ما به دیگران کمک می کنیم تا مشکلاتشان رفع شود، به روح آنان راحتی بخشیده و باعث رهایی شان از چنگال نیازی می شویم که بر گلوگاهشان فشار می آورد.

نارضایتی نماد ناپذیر بودن است. به راستی نیز، هنگامی که انسان در موقعیت بهره دادن به دیگران قرار می گیرد و می تواند باری از دوش هم نوعان بردارد، چرا باید با رفتاری ناقص و سهل انگارانه داشته ها را ضایع کرده و وضع را به جایی برساند که موقعیتی پرشکایت و ناراضی پیرامون شکل بگیرد؟

در رویای شما، نه تنها نیاز وجود دارد، بلکه قابلیت رفع نیاز نیز مشاهده می شود. در این بین، آنچه نیست، حس مسئولیت شناسی برای استفاده درست از امکانات برای پاسخ گویی به خواست دیگران است. این واقعیتی است که در سراسر میهن پربرکت و عزیزمان شاهد هستیم، حجم اصلی فقرها ناشی از سوء رفتار صاحبان مسئولیت است.

معنی نمادها:

مهمانسرا

نیاز٫ مهمانسرا مکانی ارزان و با حداقل امکانات است. در رویا، نماد نیاز و مسکنت است.

امام رضا

برخورداری. امام رضا ولیعهد بود و اکنون روزانه میلیون ها تومان به آرامگاه او ریخته می شود. در رویا، نماد مکنت و برخورداری است.

جمعیت

موقعیت، جایگاهی که فرد در آن قرار گرفته و فرصت هایی که در اختیار دارد. جمعیت نماد موقعیت های پیش روی فرد است.

قرمه سبزی

مرغوبیت. در قرمه سبزی تنوعی از مواد غذایی هست که با چشم می توان کیفیتشان را در خورشت تشخیص داد. در رویا، نماد مرغوبیت و کیفیت است.

ترش

ناپسند. ترش در خود معنای نارسی میوه و به هم ریختن طعم را دارد. در رویا، نماد ناپسند و ناجور است.

گوشت

راحت افزا. گوشت به دلیل برخورداری از غنای پروتئین ضعف را از بین می برد. در رویا، نماد راحت بخشی است.

خوردن

آمادگی حضور. خوردن به معنای آمادگی روبرو شدن با غذا و برخورداری از آن است. در رویا، خوردن نماد آمادگی حضور یا روبرو شدن با مسائل است.

ناراضی

پذیرا نبودن. ناراضی یعنی عدم پذیرش، در رویا نماد نپذیرفتن است.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1391ساعت 18:22  توسط فتحی زاده  | 

به اذان گوش می دادم و تراس خانه خیلی بزرگتر از بقیه تراس ها بود

ساینا:

دیدم دم در خونمون نشسته بودم و گریه می کردم. یکم بالاتر ۱ ماشین سفید مدل بالا بود، آش نذری می داد ولی اونجوری نبود که مردم برن بگیرن. خودشون به هر کسی می خواستن می دادن. منم خیلی دلم می خواست.

همون موقع ۱ دختر بچه که چهرش رو ندیدم حدودا ۳ ساله از تو ماشین اومد ۲ کاسه به من داد. ۱ ماشین سفید دیگه جلوم وایساده بود و از همون اولی که داشتم گریه می کردم و به آش دادن اونا نگاه می کردم و با خودم می گفتم که می خوام، به حرفام گوش داده بود و حواسش به من بود.

یک پسر جوون با پیرهن سفید راننده ماشین بود و به من گفت منم با اونام کلی آش دیگم پیش من هست که اونا تموم کردن من بدم. منم که ۲ تا کاسه داشتم تشکر کردم و رفتم تو خونه و ۱ کاسه رو دادم به بابام.

بابام خورد و وقتی براش گفتم پسره گفته اگه می خوای بازم بدم رفت و ۲ کاسه دیگه ازش گرفت.

بعدم غروب شد ولی هوا یه جوری بود دلگیر نبود کدر نبود آسمون خیلی براق و قشنگ بود. حس خوبی داشتم. صدای اذان اومد رفتم رو تراسمون دیدم همه همسایه ها اومدن بیرون و صدای اذان و گوش می دادن. انگار قرار بود اتفاق خاصی بیفته. خونه ما با بقیه فرق داشت چون اون لحظه رو تراس بودم فقط تراس و یادمه که تراس خییییییییییلیییییییی بزرگی داشتیم به اندازه ۱ حیاط ولی مال بقیه کوچیک بود. منم رو تراس وایسادم و به اذان گوش دادم.

ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1391ساعت 20:54  توسط فتحی زاده  | 

مرد نابینا گفت: ما حدید را تا سر فصل حیرت خوانده ایم

کهکشان:

خوابی مدت ها پیش دیدم که برام خیلی رمز آلوده و  نتونستم کامل بفهممش با لطف شما میخوام بیشتر درکش کنم.

خواب دیدم 2 تا پیرمرد از من خواستند که یک کیسه برنج رو کمکشون حمل کنم و درب خونه یک فقیری ببرند... وارد خونه اونا که شدیم 4 نفر بودند که یک دختر تقریبا 30 ساله داشتند و یک پسر همین حدودای 30 سال که اون پسر نابینا بود و موهای خاکستری  تقریبا بلندی داشت

...

از ما خواستند که باهاشون غذا بخوریم و منم اصرار می کردم به اون پیرمردا که بیایند بریم اینا خودشون فقیرند زشته تازه ما سر سفره اینا بشینیم گناه دارند... ولی پیرمردا  خودشون راضی بودند که باهاشون غذا بخوریم...

یک سفره 4 گوش کوچیک انداختند که فقط 4 نفر جاشون می شد و منم با خجالت سر سفرشون نشستم ولی هممون جامون شد.....

غذا کلا یک بشقاب مرغ بود و یه دونه نون...

نکته جالب این بود که ما هر چی می خوردیم تموم نمی شد...

وقتی از پسره پرسیدم  که چرا این غذا تموم نمی شه ؟ گفت: ما حدید را تا سر فصل حیرت خواندیم.....

و من نفهمیدم چی گفت ...

بعدش  به پیرمردا گفتم: بیایند بریم از اینجا فکر کنم از خونه خیلی دور شدیما...

اونا هم خندیدند و گفتند: ما الان تو مرز مصر هستیم ...و من تعجب کردم...

حول و حوش 5 صبح بود که بیدار شدم...

ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 17:35  توسط فتحی زاده  | 

بر پشت بام درختی به شکل زرافه و درختی به شکل بره کاشته بودیم

جواد ماصال:

خواب دیدم: ” شب است و بر بالای بامی همراه پدر و مادرم  هستم. آنجا ۲ درخت کاشته ایم یکی کوچکتر  و تنه آن کوتاه و شبیه بّره و تنه دیگری بزرگتر و بلندتر و شبیه زرافه است.

درخت زرافه ای شکل نزدیکتر به ما بود.با پدرم در فاصله حدود ۲ متری درخت زرافه ای ایستاده بودیم و مادرم از ما کمی عقب تر بود و پدرم گفت: درختان گرفته اند(انگار که انها را تازه کاشته ایم و انها رشد کرده اند و خشک نشده اند).

من به ناگاه توجهم به درخت زرافه مانند جلب شد که برگهایی سبز رنگ  روی تنه آن روییده ،که با رنگ زرد تنه آن تلفیق جالبی بود و بسیار زیبا به نظر می امد. همین اظهار خوشحالی من از رشد درخت، باعث شد دستانم  را به هم بزنم و اظهار رضایت و خوشحالی کنم (کل توجه من و دست زدن و خوشحالی من به لحاظ زمانی خیلی خیلی کوتاه بود) که به ناگاه درخت زرافه مانند، تبدیل به زرافه ای شد و انگار ترسیده باشد به سمت درخت بره مانند که حالا او هم بره ای شده بود با سرعت حرکت کرد و پدرم نگاه غضب الودی به من کرد.

به هر دو زنجیری  چند متری وصل بود و به ناگاه از ترس، زرافه خود را به سمت پایین پرتاب کرد ولی زنجیر پاره نشد و دوباره به بالا  امد و دوباره از طرف دیگر بام، خود را به پایین  پرتاب کرد و من که ترسیده بودم در دل میگفتم نکند این زنجیر پاره شود ولی دوباره هم زرافه به بالای پشت بام رسید و انگار به خاطر برخورد به لبه پشت بام یا جای دیگر، زانویش درد میکرد و دست به زانویش داشت و ان را میمالید،کمی خسته و پیر هم شده بود و موی جلوی پیشانیش کمی سفید بود.

ناگاه پدرم را در پایین دیدم ،پدرم  فردی ناشناس را که در حیاط نشسته (حالت توالت ایرانی رفتن نشسته بود) و از غصه به سرش میزد و ناراحت بود، با  مالیدن شانه اش دلداری میداد، سپس پدرم به داخل جایی رفت که لامپ ان روشن بود و در خواب میدانستم انباری است. ان مرد نیز بلند شد و دیگر اثری از غصه نداشت.

من به مادرم که هنوز بالای پشت بام بودیم، گفتم: کبوتر ها هم جوجه دار شده اند؟ که دیدم ۲ کبوتر بزرگ روبرویمان و در کنار بره و زرافه هستند و کبوتری با جوجه اش در سمت راستمان راه میروند و در ذهن با خود میگفتم مگر چند روزه جوجه کبوتر از تخم بیرون میاید، ۷ روزه است یا بیشتر؟ انگار که جوجه  زود به دنیا امده است.” که ناگاه از خواب بیدار شدم.

ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 1:0  توسط فتحی زاده  | 

پدرم دیش بزرگی را به من هدیه داد

سعید سلیمان:

من یک خواب دیدم که پدرم برای من یک هدیه می‌دهد و آن هدیه را دیدم یک کاسه دیش یا دیجیتل  بزرگ بود.

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 16:51  توسط فتحی زاده  | 

ماهی‌های قرمز در بیابان بی‌آب و علف شنا می کردند

علی فریدی:

من خواب دیدم که یکی از دوستای قدیمیمو دارم میبینم که وسط یک بیابان وسیع ایستاده و اون بیابان تا چشم کار میکرد ماهی قرمز بود و ماهی ها نزدیک سطح زمین انگار شنا می‌کردند …

ماهی ها خیلی زیاد بودند و ظاهرا همش مال این دوستم بودند ولی نمیدونم چرا وسط این بیابان بی آبو علف….کلا معنیش چیه؟؟؟؟

ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 9:46  توسط فتحی زاده  | 

سوار بر ارابه جنگی همانند روح از میان ارابه دشمن رد شدم

رامز:

سوار یک ارابه جنگی هستم و اسبهای زیبا و عضلانی انها را میکشند …با سرعت به ارابه دشمن نزدیک میشوم و اصلا سرعتم را کم نمیکنم…ناگهان از دل و میان انها عبور میکنم و مانند روح از میان آنها رد میشوم…وار یک جنگل زیبا میشوم  و دوباره اسبها را به سمت ارابه جنگی دشمن میرانم….

ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 18:45  توسط فتحی زاده  | 

ماهی قزل آلای بزرگ به بغلم پرید

سعید صالحی:

خواب دیدم اول کنار یه حوضچه آب زلال هستم و توش پر ماهی های رنگارنگ هست. ماهی ها هر چند دقیقه سرشونو بیرون میاوردند و منو نگاه میکردن. دستمو بردم جلو و یکیشون و لمس کردم. اثر لمس ماهی رو رو دستم میدیدم.

بعد از اونجا رفتم به یه جای دیگه یه اتاق که کف اون پر آب بود و دو تا ماهی خیلی شبیه ماهی قزل آلا بزرگ توش شنا میکردن یکیشون خیلی بزرگ بود ۷ یا ۸ برابر قد من اومد به طرفم و پرید توی بغلم. وقتی به طرفم میومد حس خوبی نداشتم، خواستم جاخالی بدم ولی پرید رو من و من گرفتمش و روی زمین افتادم. هنوز نصف بدنش داخل آب بود. ماهی خیلی بزرگی بود.

ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 22:10  توسط فتحی زاده  | 

دختر با نگاهی خاموش موهایش را شانه می کرد

سلیمان:

من قبلاً عاشق یک دختر بودم. او هم مرا دوست داشت. فامیلش نخواست این دوستی ما را    و ما از هم جدا شدیم.

بعد از 4 ماه من یک خواب دیدم از بیش خانه اش می گذرم. او در طرف کلکین اش (چهارچوب پنجره اش) نظرم خورد. دیدم که به سمت من نگاه خاموش می کنه و مو های خود را شانه می کنه.

ادامه مطلب...

+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 20:7  توسط فتحی زاده  | 

با سکه 45 تومانی خرید کردم


ساینا:

2 ساله دارم برای موضوعی تلاش می کنم، بارها شکست خوردم تا جایی که هیچ امیدی نبوده؛ ولی به خدا توکل کردم و ادامه دادم. و دوباره خیلی بدتر از دفعه های قبل شکست خوردم و خیلی ناراحتم.

چند روز  پیش یکی از دوستان که سالها باهاش در تماس نبودم به من زنگ زد که خوابتو دیدم و نگرانت شدم، آخه دلیلی نداشت که خواب تویی که ازت خبری ندارم و ببینیم.

خواب دیده بود، رفتم پیشش، بهم گفت: چی کار می کنی؟ گفتم: هنوزم دارم رو پروژم کار می کنم. اونم گفت: هنوز تموم نشده و بازم داری تلاش می کنی؟ منم گفتم: آره. اونم 1 سکه 45 تومنی به من داد و رفتم برای خودم چیزی خریدم.

می گفت هردومون تو خواب تعجب کردیم که سکه 45 تومنی وجود داشته و من با اون تونستم  برای خودم چیزی بخرم.

تفسیر:

تلاش بی وقفه شما و اندوه تان باعث شده تا شعور هستی، پیام رسانی را به سمتتان گسیل کند. خواب آن دوست، کلیدی به دستتان می دهد تا بتوانید مشکل خود را حل کنید.

در ابتدا، پرسش و پاسخ بین شما و دوستتان مبتنی بر المان های عقلی است. سوالی که مطرح می شود این است: چه دلیلی دارد انسان به تلاشی ادامه دهد که بارها به شکست انجامیده است؟

دوستتان می پرسید: باز هم دارید تلاش می کنید؟!

ادامه خواب پاسخ به این سوال است. برای یک تلاش منطقی دو اصل باید مورد توجه قرار گیرد:

یک- مفید بودن و سودرسانی

دوستتان به شما سکه ای می دهد. سکه نماد سود ناشی از عمل است و خواب می گوید: انسان در نتیجه زحمتی که می کشد باید بهره ای به دست آورد. در واقع، زحمت انسان باید به صرفه باشد.

دو- ممکن بودن

سکه 45 تومانی است و شما با آن چیزی می خرید. در حالی که هیچکدامتان سکه 45 تومانی ندیده اید و از این که با آن موفق به خرید شده اید، حیرت می کنید. حقیقت این است که سکه 45 تومانی می تواند وجود داشته باشد، زیرا سکه های دیگری نیز ضرب شده و رایج بوده اند. خواب نشان می دهد: انسان زمانی به تلاش ادامه می دهد، که برای نمونه های مشابه پاسخ های معتبری به دست آمده باشد. برای مثال، انسان از مسیر جدیدی می کوشد به قله برسد، او در صورت عدم موفقیت باز هم تلاش می کند، چون می داند کوهنوردان از مسیرهای دیگر به قله رسیده اند، پس از این مسیر نو نیز باید بتوان به قله رسید، هرچند ممکن است بسیار دشوار باشد.

تعجب شما و دوستتان از موفق بودن خرید با سکه 45 تومان، نشان دهنده اتفاقی نو است که عقل نمی تواند احتمال آن را نفی کند، زیرا نمونه های مشابه آن رخ داده اند.

در نهایت، دوست عزیز، خودتان با دقت بیاندیشید اولا، آیا از دید سودآوری راهی که بر آن پای فشرده اید ارزشش را دارد و اگر به نتیجه برسید، به هزینه وقت و انرژی که گذاشته اید می ارزد. ثانیاً، آیا آن راه منطقا ممکن و شدنی است و موارد مشابه آن به جواب رسیده اند که حال این مورد بخواهد به جواب برسد. مراقب باشید، بر راهی پای نفشرید که احتمال وقوع آن ممکن نیست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 16:2  توسط فتحی زاده  | 

سوسماری ترسناک بر سینه همسرم ایستاده بود

خانم ش:

خواب دیدم من و همسرم زیر یه چادر برزنتی تو یه بیابون خوابیده بودیم. دورتا دور چادرمونو مردهای فامیل همسرم نفت ریخته و آتش درست می کردند. خواستم برم بیرون ببینم چی شده؟

دیدم یه عالمه مار اطراف چادرمونه و مردها با نفت ریختن می خوان آتیش درست کرده و اونا رو از بین ببرن! روی همسرم دو تیکه شمد کهنه انداختم، روی خودم یه پتو. بعد احساس کردم روی همسرم خوب پوشیده نشده، مقداری از پتوی خودمو روش قرار دادم. ناگهان دیدم یه چیزی شبیه به سوسمار یا آفتاب پرست اومد رو سینه همسرم نشست. من ترسیدم. همسرم دختر برادرشو صدا کرد و اون حیونو با اشاره دست نشونش داد! خیلی چندش آور بود. یه آن اون حیوون از روی سینه همسرم اومد پایین و به طورف من حرکت کرد.

پا شدم رفتم گوشه دیوار وایستادم.  اون سر چادر خواهر شوهر بزرگم همراه با دخترش نشسته بود. اطراف من حیوونای عجیب و ریزی مثل ماهی قرمز عید، البته تو آب نبودن وجود داشتن.

خواهر زاده شوهرم هی به اون ماهی کوچک می گفت: بپر روش! اون ماهی هم می پرید روم و محکم می خورد بهم و من می ترسیدم.

 

تفسیر:

چادر برزنتی نماد زندگی محقرانه است. چادر در میان کویر قرار داد که نشان می دهد، تنگناهای مالی در زندگی مشترک وجود دارند.

مارها نماد زنان فامیل همسرتان هستند که قصد زخم زبان و آزارتان را دارند، اما مردان تلاش می کنند، مانعشان شوند. نفت ریختن و آتش زدن یعنی با نهیب رفتار کردن. مردان می کوشند به زنان و دختران خود بفهمانند که: بگذارید زندگیشان را بکنند!

در این بین، شما بر می گردید و شمدهای کهنه را روی همسرتان کشیده و روی خود پتو می اندازید. این رفتار نشان دهنده نارضایتی شما از اوضاع زندگی است که در رفتارتان نسبت به او خود را نشان می دهد. اما بعد، دلنگران حالش، بخشی از پتو را روی او می کشید که نشان می دهد همچنان دلبستگی و علاقه وجود دارد.

در این بین، سوسماری بر روی سینه همسرتان می آید. سوسمار روی سنگ یا جایگاه استتار خود قرار می گیرد؛ یعنی همسرتان بستر خصومتی است که علیه شما در زنان فامیلش برانگیخته می شود. او دختر برادرش را صدا می زند. در حقیقت، خرده گلایه هایی که از شما دارد را با زنان فامیل در میان می گذارد و این امر سوسمار را علیه شما بر می انگیزد.

سوسمار موجودی با رفتار آرام است که می تواند بسیار لجوج و خطرناک باشد. سوسمار شباهتی نیز با مار دارد. ظاهر زننده او نشان دهنده غیظ و غضبی است که زنان فامیل همسرتان در برابر شما از خود نشان می دهند.

به هر ترتیب، شما در کنار دیواری پناه می گیرید و حال خواهر شوهر و دخترش جلوه ای از آن سوسمار هستند که زخم زدن هایشان را شروع می کنند. ماهی حوض نماد جوشش زندگی و  بهار است. در نتیجه آن موجودات که با تحریک دختر خواهر شوهرتان به شما حمله می کنند، نشان می دهند هر نوع بازآرایی زندگی و دوباره شروع کردنی را زنان فامیل همسرتان بر شما تنگ کرده و تلخ می کنند.

البته سرمنشاء تمام این رفتارها به همسرتان باز می گردد که با تحریکات خواسته یا ناخواسته خود باعث افزایش عصبیت زنان فامیل نسبت به شما می شود. این که همسرتان دختر برادرش را صدا می زند و در صحنه بعد دختر خواهرش قصد آزارتان را دارد، نشان می دهد، رفتار زنان فامیل او از سر ناپختگی و خامی شکل می گیرد و معیار معقولی ندارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 0:13  توسط فتحی زاده  | 

جوهر روی دستم ریخته بود

خانم ف:

خواب دیدم که رو دستم مقدار زیادی جوهر ریخته وهنگامی که دستم را با آب شستم اثری از جوهر ها نبود.

تفسیر:

جوهر مایعی  برای نوشتن است. نوشتن هم یعنی آگاهی و دانش و جوهر به این ترتیب، اشاره به دانایی دارد. اما کدام وجه دانایی؟ هنگامی که جوهر روی دست شما می ریزد، مشکلی پیش می آید. اما، جوهر راهکارهای حل مشکلات را ثبت می کند. در اینجا، نماد جوهر به روش حل مسئله اشاره دارد.

شما به وسیله آب که ابزار مناسبی است جوهر را از دستتان پاک می کنید. بنابراین، رویا به شما نشان می دهد، در برابر مشکلاتی که با آن ها روبرو می شوید، از روش حل مسئله استفاده کرده و به صورت علمی آن ها را حل نمایید.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 15:10  توسط فتحی زاده  | 

تعبیر خواب خارج کردن ماهی از چشم

خانم الف:

خواب دیدم یه ماهی بزرگ رو از چشمم درآوردم.

تفسیر:

نحوه گفتار شما نشان می دهد که این ماهی حالت عارضه نداشته. و صحیح نیز همین است. ماهی نماد سیلان و حرکت در بحر است. همان طور که کشتی با بادبان خود بر سطح دریا سیر می کند، ماهی نیز با باله های خود درون آب سیر می کند؛ یعنی حضور ماهی مبنا و وجه معقول خود را دارد.

از چشم ماهی درشتی در آورده اید. در واقع، نشان می دهد واقعیتی بسیار مرئی و آشکار اما دور از ذهن در برابرتان ظاهر می شود که باورش برای شما سخت است. شما باید به مدارکی که می بینید اعتماد کرده و به درک منطقی بپردازید.


برچسب‌ها: چشم, ماهی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391ساعت 17:38  توسط فتحی زاده  | 

تعبیر خواب: جوانان در حرم می رقصیدند

خانم ش:

من دیشب خواب عجیبی دیدم كه نمیدانم كابوس بود یا رویا؟!به همراه جمعیتی كه اغلب بچه بودند از پله هایی داشتم پایین میرفتم. بعد وارد حرم امامی شدیم یادم نمیاد كدوم امام بود. این بچه ها همه دور ضریح جمع شدند و شروع به گریه و  استغاثه كردند. منم تحت تاثیر قرار گرفته میخواستم همین كارو بكنم كه ناگهان برقها رفت و همه جا تاریك شد.

ناگهان دیدم جمعیت اطرافم پر از پسر و دخترهایی بودند كه داشتند با یه آهنگ شاد اونم توی اون حرم میرقصیدند. من خیلی احساس گناه كردم اونا سعی داشتند منو هم به این كار راغب كنند ولی من خودمو از اون جمعیت كنار كشیده و دویدم و از پله ها با سرعت بالا رفتم.

ناگهان احساس كردم كسی داره دنبالم میكنه و به یه جای بن بست رسیدم ولی به در بام كه نگاه كردم دیدم میشه بازش كرد. درو باز كردم و قدم به پشت بام گذاشتم و با سرعت از این بام به اون بام میپریدم.

ناگهان وارد یه بزرگ راه شدم خواستم به اون طرف خیابون برم ولی دیدم ماشینهای سنگین با سرعت به طرف من میامدند و من با وحشت خودمو كنار میكشدم. انگار همشون قصد جان منو كرده بودند. از بزرگراه به سمت یه جای خاكی دویدم و دوباره به پشت بام برگشتم و میدویدم ادمهایی اونجا بودند كه من احساس میكردم برام خطر افرینند. یه جایی قایم شدم. دیدم مردی جسد دختر بچه ای رو گرفته و میگه سرشو بریده!!!

تفسیر:

دوست عزیز، ما انسان ها برای خود از باورها و طرز فکرمان خانه ای خیالی درست می کنیم تا درون آن آرامش داشته باشیم. این خانه همانند تخم مرغی است که ما را از جهان واقعیات جدا کرده و دنیایی درونی برای ما می سازد. رویای شما فراخوانی برای پاره کردن جدار این تخم مرغ، بالغ شدن و به جهان واقعیات گام نهادن است.

اگر از بعد روانشناسی نگاه کنیم، انسانی که درون تخم مرغ ذهنی خویش زندگی می کند، فردی کودک است که با پاره کردن این تخم و خروج از آن به انسانی بالغ بدل می شود.

راه پله نماد ورود در امری است که اینجا شما به همراه جمعی اکثراً کودک در مسیر ذهنیتی فرو رفته و وارد حرم امامی می شوید. حرم امام نماد باورهای مذهبی و مورثی است. کودکان بنا به باورهای تقلیدی سر به مناجات گرد ضریح بر می دارند و کودک تحریک شده شما نیز می خواهد چنین کند؛ اما ناگهان برق می رود. رفتن برق نماد قطع شدن قوای مدرکه و نوعی شوک به جدار تخم مرغ ذهنی شماست. چنین شوکی غالبا قوای ادراکی را از رخوت عادت خارج کرده و با واقعیت روبرو می کند.

اما، واقعیت چیست؟ بر خلاف کودکان، جمعی از جوانان در حال رقص نماد پرداختن به نیازهای طبیعی جوانی است. شادی و رقصیدن و پای کوبیدن ولی در محلی است که باور کودک شما آن را سخت مقدس می شمرد و این را روح شما تاب ندارد. پس هیجان و استرس بازتاب روحی است که ناگهان چشم هایش گشوده شده و میان سنت و واقعیات به نوسان افتاده است.

گریز تقلایی برای بازگشت به درون جدار تخم مرغ است. اما، آیا چنین چیزی شدنی است؟

شما آکنده از عصبیت و تشویش هستید و گمان می کنید کسی در تعقیبتان است. حس تعقیب شدن در واقع تلاش برای دور شدن از واقعیات است. مدرکی برای تعقیب شدن ندارید!

پس بر فراز بام ها هراسان می دوید. در حالی که درون خانه محلی برای آرامش و امنیت است، فراز خانه مکانی ناامن و خطربار است و شما به گونه ای پرمخاطره از بامی به بامی می پرید. در واقع بام در قیاس با تخم مرغ نیز قرار می گیرد. بام اشاره به اتاق و محل آرامش دارد، چیزی که از شما گرفته شده، زیرا اتاق شما، تخم مرغی بوده از خیالات و سنت ها که فروپاشیده است.

سپس در بزرگراه گمان می کنید ماشین ها قصد جانتان را کرده اند. حال آن که این شما هستید که در مسیر طبیعی آن ها مداخله کرده و باعث اغتشاش و بی نظمی شده اید.

و در صحنه آخر، دختری به ظاهر مرده و مردی که ادعای بریدن سر او را دارد.

آیا آن جسم منجمد دختری مرده است یا عروسکی پارچه ای؟ آیا گلویی بریده می بینید؟ آیا برای گفتار مرد دلیلی معتبر در اختیار دارید؟ شما قایم شده اید و پنهان شدن تلاش برای پوشاندن روحی است که از بهشت خیالات خود رانده شده و در جهان واقعیات می کوشد با برگ های بی اعتبار  و بر پشت بام خویش را بپوشاند. آن مرد نماد واقعیات خشنی است که کودک شما را کشته تا پا به دنیای بلوغ بگذارید.

پس شجاعت رو برو شدن با زندگی واقعی را خارج از قاب های خیال در خود ایجاد کرده و مسیر کمال را بپیمایید.


برچسب‌ها: بچه, جمعیت, حرم, امام, ضریح, گریه, برق, تاریک, آهنگ, رقص, بزرگراه, ماشین, پشت بام, جسد, دختربچه, بریدن, سر
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391ساعت 17:26  توسط فتحی زاده  | 

تعبیر خواب دوست همسرم در آب دریا شناور بود

خانم ش:

خواب دیدم دوست همسرم داخل آب دریا شناور شده بود و ناراحت و بغض كرده بود و داشت با همسرم درد دل میكرد و میگفت همسرش دوست نداره اونا بچه دار بشن!!! (این در حالیه كه اونا یك دختر بچه دارن) همسرم هم به او گفت دوست نداره كه نداشته باشه برو طلاقش بده! منم ناراحت شدم، رفتم دنبال اون دوستش بهش گفتم: خودشو ناراحت نكنه اگه همسرت بچه دوست نداره لازم نیست نقطه ضعف دستش بدی! ولی طلاق هم چاره كار نیست. او تا سینه در آب دریا بود و من و همسرم یه جایی بودیم مثل تراس یا كناره یك استخر!

تفسیر:

پیام اصلی رویا احساس هم دلی و تعهد داشتن نسبت به مشکلات دیگران است. در واقع، ما باید مانند یک آدم درد کشیده و مسئول دربرابر رنج دیگران واکنش نشان دهیم. آدم ها گاه تحت تاثیر قدرت، ثروت، یا محبت زیاد خانواده خود توهم زده می شوند و با تکبر به مشکلات دیگران نگاه کرده و راه حل های نادرستی ارائه می دهند.

به تفسیر خوابتان بپردازیم:

دریا در رویای شما نماد زندگی و فرصت های بسیاری است که سر راه دوست همسرتان قرار دارد. اما او گرفتار در تار و پود یک مشکل، قدرت تصمیم گیری را از دست داده و نمی تواند بهره ای از فرصت ها ببرد و به سمت یکی از بیشمار راه هایی که در برابرش هست، برود.

شما و همسرتان روی تراس یا کناره استخر هستید، یعنی در واقع خارج از گود هستید و از بیرون به مشکل او نگاه می کنید. همسرتان راهکاری که ارائه می دهد، بوی نخوت و بی دردی می دهد. او که خود در امنیت ناشی از محبت شما قرار دارد، با رنج دوست خود بیگانه است و برای درمان درد، قطع عضو را پیشنهاد می دهد.

اما، شما نماد یک دوست هم دل و کسی هستید که می دانید، مهمترین اصل زناشویی تفاهم و هم دلی میان زوج است. بنابراین، به دو نکته اساسی اشاره می کنید:

الف- نقطه ضعف دست همسرتان ندهید: یعنی با اصرار بر مسئله چالش زا باعث تشدید بحران نشوید.

ب- طلاق چاره کار نیست: یعنی برای مشکلی که پیش آمده تبر به دست نگیرید، بلکه در دریای بزرگ زندگی راهی میانه و موثر را جستجو کنید تا بتوانید به مراد خود برسید.

دوست عزیز، احساس مسئولیت در برابر مشکل دیگران، وضعیت آنان را درک کردن و ارائه راه حل مناسب و ثمربخش وظیفه ای است که ما در قبال آشنایان خود به عهده داریم. خواب شما، به زیبایی این مفاهیم را تاکید می کرد.


برچسب‌ها: دریا, همسر, طلاق, شناور, تراس, استخر
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391ساعت 17:13  توسط فتحی زاده  | 

تعبیر خواب بدون آن که بلد باشم نماز به زبان فارسی می خواندم

آقای ح. آ:

من دو شب خوابه عقرب سیاه میبینم. باره دوم که خوابشو میدیدم تو شیشه بود. صبح که از خواب بلند شدم، مادرم گفت تو نماز خواندن به زبان فارسی رو چگونه یاد گرفتی؟!

یعنی من تو خواب بلند بلند نماز میخواندم!! در صورتی که نماز بلد نیستم چه برسه به فارسی.

تعبیرش چی میشه؟ یعنی چی؟

تفسیر:

درگیر با مسئله‌ای شده‌اید که شدیدا در شما ایجاد اضطراب کرده است؛ اما وجهی از این اضطراب بیش از آن که واقعی باشد روانی است. یعنی در تنگنایی که قرار گرفته اید، اضطراب زیاد باعث شده تا به درستی نتوانید درباره موضوع فکر کرده آن را بشناسید و تصمیم گیری کنید. زمانی که عقرب در شیشه است و شما همچنان مضطرب هستید،‌ این معنا را می رساند که ترس شما بیشتر جنبه روانشناختی دارد.

زمانی که زنی را درد زایمان فرا می‌گیرد، به زبان مادری شروع به هذیان گویی می کند. زمانی که بدون آنکه پیشتر آموخته باشید، در خواب نماز فارسی می خوانید، یعنی همانند زن زائو با زبان مادری پرده از جنینی در خود بر می دارید که خواهان رها شدن و بروز یافتن است. درد شما درون خداجوی شما است که در حال شکافتن پوسته‌ها و لایه‌های نگاه مادی و این جهانی شماست. در این وضعیت،‌ بهترین عمل کشتن گیاه نیست، آب پاشیدن به خاک است تا نرم شده و گیاه راحت بروید.

بگذارید رویای یکی از دوستان را برایتان نقل کنم. او می گفت، مدتی به حالت مدیتیشن به نیایش خدا می پرداختم، یک روز در رویا دیدم در همان حالت نشسته ام و از پنجره ای کانالی نور به درون قلبم افتاده است. نور نماد معرفت و پاکی بخش است و در آن حالت نشان می دهد، فرد در حال نیایش، کانال ارتباطی با خدا می‌زند و با جذب محبت خداوند درونش شروع به شفاف شدن و تطهیر می کند.

آنچه برایتان پیش آمده را نه عقرب و تیره‌بختی که عین اقبال و روشنایی ببنید و از بخت پیش آمده برای آنکه معنویت گم شده تان را باز یابید سود جویید.


برچسب‌ها: عقرب, سیاه, نماز, فارسی, شیشه, مدیتیشن, نور
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391ساعت 16:56  توسط فتحی زاده  | 

تعبیر خواب لباس عروس خیلی کوچک بود

ساحل آرام:

خواب دیدم جشن عروسیمه. در حالیکه دارم یه لباس عروس خیلی کوچیک می پوشم، پشیمونم و گریه می کنم. ناراحتیم برای اینه چرا خانوادم رو دارم ترک میکنم. داماد رو هم نمیدونم کیه و یه خانومی هم بهم کمک میکنه و یه دسته گل قرمز بهم میده که بینشون یه گل آبی است... یه عده خانوم غریبه هم هستن که میخوان هرچه زودتر برقصن...

تفسیر:

یکی از کارکردهای ناسالم محیط زندگی ما این است که ما را احاطه کرده و تحت فشار خواست خود قرار می دهند تا انتخاب هایمان را بدون آگاهی و بر اساس خواست آنان شکل دهیم.

جشن عروسی نماد پیوند و یگانه شدن است که در آن آگاهی و عزم شما حرف اول را می زند. لباس کوچک است و شما بدون توجه به این نقص در حال پویشیدن آن هستید. گویا الزامی وجود دارد که ناچارتان به پذیرش چیزی می کند که نارسایی آن را چشمانتان می بیند.

احساس پشیمانی اشاره به خواست شما دارد که بر خلاف اتفاقی است که در شرف رخ دادن است. داماد را نمی شناسید، که مشابه لباس کوچک عروسی، نشان دهنده فقدان خودآگاهی شما در جریانی است که گرفتار آن شده اید.

خانمی که کمک می کند و افرادی که می خواهند هرچه زودتر برقصند، نمایشگر نیروهای محیطی هستند که شما را احاطه کرده و خواستار پیرویتان از خواست خود هستند تا نه برای شما که برای امیال خود به بزم و پایکوبی بنشینند.

دسته گلی که داده می شود، آن انتظاری را نشان می دهد که محیط از شما دارد. این که قرمز و پر اشتیاق و چون گلی آبی باشید؛ یعنی با اشتیاقی دریایی و رها در شور جمع ترکیب شوید. (از خود بی خود شوید.)

در برابر خواست دیگران که قصد دارند، به جای شما و در رابطه با زندگیتان تصمیم گیری کنند، از خود استقلال رای و خودباوری نشان داده و نگذارید زندگیتان بازیچه سودای دیگران شود.


برچسب‌ها: جشن, لباس, عروس, داماد, دسته گل, آبی, رقص, غریبه
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391ساعت 15:4  توسط فتحی زاده  | 

تعبیر خواب آنچنان وابسته تریلی شده که خانواده را رها کرده است

شادنی:

خواب ديدم که با زن و فرزندان به سفري تفريحي رفته‌ام. گويا به شهر اردکان رفته بودم. پدرم در محل سکونتم به سراغم آمد و گفت: «هيچ وقت کاري از تو نخواسته‌ام، اما اين بار به کمکت نياز دارم. بايد براي کاري به مراغه بفرستمت. آيا کار مرا انجام مي‌دهي»؟

گفتم: «با منت انجام مي‌دهم. ممنونم که از من کاري خواسته‌ايد». با وجود اصرار من پدرم به خانه نيامد و خواست زودتر لباس بپوشم و با هم برويم تا بليت مراغه را که برايم تهيه کرده به من بدهد.

من لباسي معمولي داشتم اما لباس پدرم بسيار شيک و شاخص بود. در راه که مي‌رفتيم به يک تريلي بزرگ ترانزيت رسيديم. پدرم با دست به آن اشاره کرد و گفت: «صاحبش آدم بيچاره‌اي است». گفتم: «با داشتن اين ماشين بايد آدم پولداري باشد. چرا بيچاره است»؟ پدرم گفت: «چون آنقدر به اين ماشين وابسته شده که هيچ لذتي از زندگيش نمي‌برد. حالا که به شهر خودش آمده هم دلش نمي‌آيد پيش زن و بچه‌اش باشد و از ترس دزد شب را در ماشين مي‌خوابد».

قدم زنان کوچه پس کوچه‌ها را رفتيم تا به خانه‌اي رسيديم. پدرم در زد و جواني خوش‌رو بيرون آمد و پس از احوال‌پرسي بليت را در پاکتي به من داد. با پدرم روبوسي کردم و خدانگهدار گفتم.

در راه که مي‌رفتم ناگهان متوجه شدم که از پدرم نپرسيده‌ام کارش در مراغه چيست و من براي چه بايد به مراغه بروم. جالب اينجاست که ما جنوبي هستيم و هيچ آشنايي هم در مراغه نداريم.

تفسیر:

گاه ما با دلایل زیبا و رنگارنگ حق و حقوق دیگران را نادیده می گیریم و پایمال می کنیم. شما به سفر رفته اید و خانه نماد آرامش است؛ اما شما بی توجه به نیاز زن و فرزندانتان راهی سفر برای انجام خواست پدرتان می شوید.

او بی توجه به وضعیت شما خواسته اش را ابراز کرده و آنچنان در تمنای خود گرفتار است که حتی حاضر نمی شود وارد خانه شده و دمی با خانواده دیدار کند.

لباس فاخر پدر در برابر پسر نوعی تضاد را نشان می دهد که فرد گرفتار خواسته های خود و بی توجه به وضعیت فرزند است. در این بین، صاحب تریلی کل داستان را بازگو می کند: انسانی که دلبستگی به یک شیء باعث شده تا حقوق خانواده اش را پامال کند.

بلیط درون پاکت به معنای کاری است که باید فکر همه جایش شده باشد و تمیز و مرتب باشد؛ اما در اصل پدر به شما نگفته راهی انجام چه کاری هستید؟ این فقدان بزرگی است.

در واقع، ناشناخته بودن مراغه برای شما، نگفتن هدف سفر و وانهادن شما در آن بلاتکلیفی همانند کاری است که شما با زن و فرزندتان کرده اید و بدون هیچ توضیحی و در میانه سفر آن ها را رها کرده و به دنبال تریلی زیبا و مقدس خود روان شده اید.

ما بعضی وقت ها برای مسئولیت های کاری یا اهدافمان، حقوق نزدیکترین افراد به خود را نادیده گرفته و زندگی آن ها را گرفتار خلاء و تعلیق می کنیم.


برچسب‌ها: پدر, زن, فرزندان, تریلی, لباس, فاخر, پاکت, بلیت, دزد, مراغه, اردکان
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391ساعت 0:38  توسط فتحی زاده  | 

تعبیر خواب قاب های در بی نهایت زیبا از جنس کارتن چای بودند

شادنی:

سلام. خواب مي‌ديدم به ديدار پدرم که سال‌هاست درگذشته رفته‌ام. خانه‌اي کوچک و ويلايي داشت که در گوشه‌اي از باغي کوچک اما بسيار زيبا ساخته شده بود. پدرم خانه را به من نشان مي‌داد و درباره آن توضيح مي‌داد. به اتاقي رسيديم که گويا دفتر کار يا اتاق اختصاصي پدرم بود و در آن بسته بود. پدرم به در بسته اشاره‌اي کرد و گفت: «اين در را خودم با دست‌هاي خودم ساخته‌ام». چهارچوب در بسيار زيبا بود و با ظرافت تمام معرق‌کاري و کنده‌کاري شده بود. نمونه يک شاهکار بي‌نظير هنري. اما قاب‌هاي در در نهايت بي‌سليقگي از تخته‌هاي فرسوده و نازک و رنگ و رو رفته‌اي ساخته شده بود که به نظرم رسيد از صندوق قديمي چاي برداشته شده. گفتم: «چه حيف … چرا اين در اينطور نيمه تمام مانده؟ اين قاب‌هاي زمخت و زشت تمام زيبايي در را مي‌گيرد» … پدرم گفت: «در را من ساخته‌ام، اما قاب‌ها را تو بايد بسازي».

تفسیر:

باغ زیبا نمایشگر باغبانی است که با درایت و دقت چنان اثری را پدید آورده است. آن باغ کوچک نشان می دهد کاری ممکن است وسعت نداشته باشد، اما می تواند محتوایی غنی و بسیار پرمغز داشته باشد.

پدر در حال نشان دادن بخش های خانه به شماست؛ یعنی سنت های نیک و آموزه های حرفه ای را برایتان آشکار می کند.

اتاق اختصاصی کار پدر نیز هدف رویا را که فعالیت حرفه ای شماست، بر ملا می کند. چارچوبی که بسیار هنرمندانه ساخته شده و قاب هایی از چوب کارتن چای که موقت کار گذاشته شده اند. در حقیقت، کارتن چای اشاره به خود چای دارد که باید دم بکشد و بعد مصرف شود. رویا به شما پیام می دهد: مهارت هایتان را همانند چای بگذارید دم بکشند، آن ها را تعالی دهید و با دقت و ظرافت کارهایتان را به انجام رسانید تا باغ کوچک اما دلفریبی را پدید آورید.


برچسب‌ها: پدر, باغ, در, معرق کاری, کارتن چای
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1391ساعت 23:49  توسط فتحی زاده  | 

تعبیر خواب برای در امان ماندن از اعراب می خواستم یهودی شوم

خانم ش:

روزتون به خیر دیشب خواب دیدم با اعراب در جنگ هستیم. انگار منم جزو مبارزها بودم. با هم رزم هایم وارد ساختمانی شدیم داخل ان ساختمان سالنی بود با در بسته كه اعراب انجا سنگر گرفته بودند و داشتند اماده حمله میشدند. ما هم روی سكوی بزرگ و پهنی كه روبروی اون سالن با در بسته بود داشتیم اماده میشدیم.

هنوز كاملا اماده نشده بودیم كه در اون سالن باز شد و اونا با مواد انفجاری و گلوله و خمپاره جنگ رو شورع كردند. من یه آن خیلی احساس نا امنی كردم و ترسیدم و از صحنه جنگ پا به فرار گذاشتم!

رفتم داخل حیاط اون ساختمان. یه سری راهبه كه یهودی بودند دیدم كه تو اون حیاط كمپی دایر كرده بودند. رفتم دست به دامان یكی از آنها شدم و ازش خواستم منو از اون محیط دور فراری بده. با عرض شرمندگی حتی میخواستم دینم رو عوض كنم و بشم یهودی تا بتونم راحتتر فرار كنم. اون راهبه هم منو به یه چادری برد و ناگهان دیدم یه سری از هم رزمهام كه دختر و پسر های جوونی بودند اومدند. همه زخمی بودند. خیلی وحشتناك بود وسط سرشون سوخته بوده حسابی سوخته بود صحنه دلخراشی بود. یه آن فكر كردم اونای دیگه حتما مردن ولی اون زخمی ها جواب دادند، نه هنوز در میدان جنگ هستند. بیشتر ترسیدم. احساس كردم اعراب حتما جنگ رو میبرند و به مسلمانهای ایرانی حمله میكنند. این بود که مصمم شدم فرار كنم.

تفسیر:

برای روبرو شدن با چالش های زندگی نیازمند باوری عمیق هستیم که قدرت ریسک پذیری و مخاطره کردن را به ما بدهد و ما را سرشار از اعتماد به نفس برای تمرکز روی هدف کند.

اعراب نماد مشکلی تهدید آمیز است. درب بسته بیانگر خطری است که هر لحظه ممکن است بروز کند و اضطراب ناشی از آن تمرکز شما برای آماده شدن را مختل می کند. شما در هنگامه کارزار می گریزید. گریختن نه تنها پشت کردن به هدف بلکه نشانه وانهادن دلبستگی ها و تعلقات انسانی و ترک عزیزان به خاطر نجات منافع خود است.

در این بین، به محیطی وارد می شوید که راهبه ها یهودی مشغول خدمت گزاری هستند. راهبه ها نماد انسان هایی اند که تفکر آنان را باور ندارید، اما شانی انسانی از خود به نمایش می گذارند. آیا اصالت با شماست یا با آنها؟ شما می خواهید برای نجات خود دین آنان را بپذیرید؛ یعنی برای نجات منافع حاضر به پذیرش و تن دادن به اندیشه متضاد با باورهایتان می شوید.

اما راهبه همانند بیماری نیازمند کمک، شما را به چادری می برد و در آنجا با هم رزمانتان که برای مداوا می آیند مواجه می شوید. آنان جمعی دختر و پسر جوان و شاید بسیار زیباتر از شما هستند که برای هدف مشترکشان صدمات بسیار را متحمل شده اند؛ اما شما به جای هم دلی گرفتار هراس از ویرانی می شوید و هنگامی که از استقامت باقی رزمندگان با خبر می گردید، به جای آن که عزمتان جزم شود تا برای هدفی بزرگ جان فشانی کنید، تمنای حفظ خود را مهمتر می یابید.

رویا نشان می دهد در چالش هایی که زندگی، خانواده و اجتماع پیرامونتان را تحت تاثیر قرار می دهد، باید دمی بنشینید و به ارزشی که هویتتان و دیگران برای شما دارند فکر کنید و مهیای آن شوید که با از خودگذشتگی برای دفاع از این داشته های حقیقی و مهم تلاش نمایید.

اگر ما به سمت منفعت طلبی و حفظ خود پیش برویم، ارزش های زندگی برای ما کم رنگ شده و دچار از خودباختگی می گردیم و این تهدیدی بزرگ برای انسانیت ماست.


برچسب‌ها: اعراب, جنگ, راهبه, یهودی, هم رزم
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391ساعت 17:33  توسط فتحی زاده  | 

تعبیر خواب نماینده سابق مجلس را دیدم که چهره ای شبیه روباه داشت

آقای ش.ن:

دیشب درخواب دیدم یکی از نمایندگان دوره قبل مجلس با لباسی سیاه در شورای نگهبان  نشسته بود و کسی به او توجهی نمیکرد. هیکلش از قبل کوچکترشده بود و صورتی شبیه  روباه پیدا کرده بود. این نماینده گرایش چپ داشت.

تفسیر:

لباس سیاه نمایش تاثر ناشی از فقدان است. نماینده مجلس اشاره به فعالان جناح چپ دارد و شورای نگهبان متولیان دستگاه قدرت را نشان می دهد. رویای شما به زبان ساده دارد نشان می دهد رفتار حذفی نظام در برابر جناح چپ باعث شده آنان در نتیجه حس فقدان و نادیده گرفته شدن، رفتاری موزیانه و مخرب پیدا کنند. دود این اتفاق نیز ابتدا به چشم خود نظام و سپس کشور خواهد رفت.

مشابه این رویا را من در شب انتخابات دوم خرداد دیدم. در آن زمان، ساکن زاهدان بودم و به دلیل دور بودن از فضای سیاسی کشور، هیچ اطلاعی از شرایط آن زمان سیاسی مملکت نداشتم. باورش شاید برایتان سخت باشد، اما به ناطق نوری رای داده بودم و معتقد بودم ایشان حتما پیروز انتخابات خواهد شد.

شب قبل از اعلام نتایج در خواب مسجد امیرالمومنین که مرکز افراطی های راستگرای وقت بود را دیدم. در کنار مسجد کوچه ای است و مسجد دری رو به کوچه نیز دارد. دو نفر از بچه های مذهبی جناح راست را دیدم که لباس سیاه پوشیده بودن و دست به گردن هم زاری کنان می گفتند خاتمی پیروز انتخابات شده است.

آن رویا پرده از واقعیتی بسیار ناگوار بر می داشت، پیام سطحی رویا پیروزی خاتمی بود، اما پیام اصلی رویا نشان می داد، عقد و فشاری شدید در جناح راست نسبت به قدرتگیری افکار چپ وجود دارد. اگر بزرگان جناح چپ آن زمان متوجه این نکته بودند و تندروی های نابخردانه نمی کردند، اکنون سرنوشت کشور چیز دیگری بود.


برچسب‌ها: نماینده مجلس, اصلاح طلب, لباس سیاه, روبا
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391ساعت 17:27  توسط فتحی زاده  | 

تعبیر خواب نشستن پشت فرمان با وجود نداشتن مهارت کافی

دیشب خوابی دیدم که ساعتی پیش، مصداق آن خود را نشان داد. بنابراین، بد ندیدم آن را برای دوستان تعریف کنم تا به عنوان یک تجربه کارگاهی به کار آید.

خواب بلند بالایی بود. تنها صحنه ای که از آن به یاد دارم به اتفاق دو نفر می خواستیم سوار ماشینی بشویم. با این که حس کردم فردی که پشت سرم در حرکت است، رانندگی بلد است و خودم چیز زیادی بلد نیستم، تا حدودی ناخواسته پشت فرمان نشستم. در مسیر چالش هایی داشتم و گویا ماشین به سرعت گاز خورد که سعی کردم کنترل کنم و خلاصه سر یک خیابان خاکی به سمت چپ ایستادم و ماشین تبدیل به گاری های مخصوص حمل بار شد که در بازار تهران زیاد دیده می شوند. آن را در مسیر خیابان خاکی به راحتی به دنبال خود کشیدم...

تفسیر:

مهمترین نکته این خواب، بی پروایی نشان دادن و با جسارت وارد کاری شدن و بعد تلاش برای چیره شدن بر چالش های آن است. تلاشی که سر انجام به امری سهل و آسان تبدیل می شود.

مصداق:

نزدیک دو ماه است که کامپیوترم در شرکت گرفتار مشکلی شده و نرم افزار مریم روی آن نصب نمی شود. باید بگویم برخی کارهای نصب روی سیستم را خودم انجام می دهم و تا حدودی دستم باز است.

امروز زمانی که می خواستم تایپ را شروع کنم تصمیم گرفتم این مشکل را حل کنم. به همکاران بخش آی تی مراجعه کردم، ولی وقت نداشتند. گفتند باید ریشه آن پیدا شود و به وسیله نرم افزار آن اینستال پاک شود و خلاصه روی ریجستری ویندوز ممکن است تاثیر بگذارد و این حرف ها. گفتند بعدا می آیند و نگاه می کنند ببینند چه می شود کرد.

رفتم و پشت سیستم نشستم، گفتم بگذار ببینم چکار می توانم بکنم. کلی ور رفتم و خلاصه به نتیجه نرسیدم. نرم افزار نه از روی سی دی نصب می شد و نه از روی فایلی که در سیستم داشتم. به ذهنم رسید، فایل اصلی را از روی سایت شرکت مریم دانلود و نصب کنم. همین کار را کردم. نرم افزار به سادگی نصب شد و مشکل بر طرف گردید.

پیامی که رویا برایم داشت این بود: انسان ریسک پذیر گاه تحت فرآیندهای ناخواسته مسیرهای موفقیت را در پیش می گیرد؛ زیرا او به دلیل ریسک پذیری آمادگی روبرو شدن با شرایط غیرمترقبه را دارد.


برچسب‌ها: رانندگی, گاری, خبابان
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391ساعت 17:12  توسط فتحی زاده  | 

جنی همکارم شده بود که یک پا نداشت!

آقای ش.ف:

من طرفای ساعت 5 صبح خواب دیدم که تو داروخونه ای که کار میکنم علاوه بر من که مسئول فنی هستم و یکی از پرسنل که نسخه پیچه، دو نفر دیگه هم به کادر ما اضافه شده بودن که یک نفرشون اومده بود واسه کار و جن بود و یک پا نداشت و اون یکی اومده بود واسه کارآموزی و اونم جن بود ولی با اینکه جوان بود همه موهاش سفید بود و موهای بلندی داشت.

تفسیر:

این خواب نمایانگر ارتباطات انسانی و لزوم حفظ عواطف نسبت به پیرامون و در محیط کارمان است. بنی آدم اعضاء یک دیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند...

جن نماد چیزی ناآشناست که از آن پروا می کنیم. مانند فردی ناشناس که فقط به دلیل ظاهرش احساس بدی نسبت به او پیدا کرده و خود را عقب می کشیم. در واقع، نماد نامحرم دانستن دیگری است.

یکی از جن ها همکار شما و بدون یک پا است. همکار به معنای کسی که باید در انجام کار با او مشارکت داشته و در سپردن بخشی از وظایف به او اعتماد کنیم. اما این که یک پا ندارد، به این معناست که باید حواسمان به او باشد و برخی کارهای متفرقه را برای این که او بتواند از پس کارش بر بیاید برای او انجام دهیم. در واقع، به نوعی هوایش را داشته باشیم

آن دیگری کارآموزی است که گرد پیری زودرس بر موهایش نشسته است. کارآموز نماد فردی است که تحت مسئولیت ما قرار می گیرد تا راه و چاه کار را بیاموزد؛ اما موهای سفید نماد غم و مصائب روانی است که در نتیجه شما علاوه بر مسئولیت نسبت به امور تکنیکی باید متوجه مسئولیت انسانی برای روحیه دادن به او و ایجاد حس شادابی در او نیز داشته باشید.

دوست عزیز، در محیط کار یا هر اجتماع دیگری شما باید نه تنها هوای همکاران و اطرافیان را داشته باشید که باید نسبت به حالات و روحیات آنان نیز حساس بوده و در حد توان هم دلی را در محیط ایجاد کنید تا فضایی پویا و انسانی برای هم ایجاد نمایید.


برچسب‌ها: جن, داروخانه, همکار, کارآموز
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 15:42  توسط فتحی زاده  | 

دختر در حالی که هر دو خنده های شیطانی داشتیم، زهره ترک شد

آقای س.م:

با برادرم وارد حیاط بزرگ خانه قدیمی مادربزرگ شدیم . این خانه 2 طبقه ساده بود و طبقه دوم پله از بیرون دارد . ابتدا وارد یک اطاق کوچک پایین آن شدیم داخل اطاق را بتازگی کاملا خالی شده بود و تنها چند قطعه کوچک از وسایل رو زمین زیر دست و پا جا مانده بود. به بالای پله نگاه کردم : یک یخچال قدیمی بدون درب بالا بود و یک ختر بچه 3 یا 4 ساله دیدم لبخند زدم او هم لبخند زد به سمت او رفتم بغلش کنم (چشمتان روز بد نبیند ) ناگهان خنده من و او هردو بلند شیطانی شد و دختر زهره ترگ شد و فقط یک جسم بیجان تو دست من ماند به صورت او با تمام قوت فوت میکردم تا اگر موجودی منفی واردش او یا من شده شده خارج شود در عالم خواب مبهوت ماندم که این صدا از درون من بود یا او یا جای دیگر (در عالم خواب هوشیار شده بودم) گیج شده بودم برادرم هم می آمد دیدم صورت او هم کجو ماوج میشود از خواب بیدار شدم.

تفسیر:

خوشبختانه شما تمام اطلاعات رو برای یک تفسیر درست در اختیار گذاشتین. دختر در رویای شما نماد ضمیر پاک و یک دستگاه ایراد یاب است. در قدیم پرندگان خاصی را به معادن ذغال سنگ می بردند که به گاز حساس بودند و به محض وجود گاز می مردند، این دختر در رویایی شما همان کار را می کند.
او بعد از لبخند زدن شما واکنش نشان داده و لبخند می زند و زمانی که خنده کج و ناجور شما شروع می شود او نیز آن گونه واکنش نشان داده و چون تاب کجی را ندارد، می میرد. او انعکاسی از عملکرد شماست
اما، معنای کجی را می توان در خانه قدیمی، یخچال بدون درب و صورت از ریخت افتاده برادرات یافت. یک درب قدیمی وقتی بخواهد حرکت کند صدای ناخوشایندی می دهد، یک یخچال قدیمی بدون درب وقتی بخواد روشن شود، دود و فساد به همراه دارد و یک چهره باقی مانده در احساسات قدیمی از ریخت می افتد.
رویا به شما اخطار می کند، چسبیدن به گذشته و باورها و ایده هایی که دوره عمرشان سپری شده می تواند به نتایج بدی منجر شود. چه بسا، شما در محیط خانه با فرزندانتان هنوز از متد قدیم استفاده کنید یا در محیط کارتان روش هایی را به کار ببرید که تاریخ گذشته باشند، خواب شما قصد دارد نسبت به خطرات این باقی ماندن در گذشته به شما هشدار دهد.

برچسب‌ها: مادربزرگ, برادر, خانه, یخچال, دختربچه, خنده
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 15:32  توسط فتحی زاده  | 

خانم الی عراقی:

خواب دیدم مادربزرگم که فوت کرده زنده است و دارد سیگار میکشد(دودی نبوده)و از پنجره طبقه سوم بیرون را نگاه میکند بهش گفتم عزیز چی شده؟گغت بغل خونه ما دارن آپارتمان سازی میکنن

تفسیر:

مادربزرگتان که فوت کرده. او هست اما نیست، سیگاری که کشیده می شود اما دودی ندارد، ساختمانی که ساخته می شود اما شما چیزی نمی بینید... خوب این ها را جمع کنید. همه نشانه تظاهر به واقعیت هستند. اکنون به حالت مادر بزرگ که کنار پنجره ایستاده توجه کنید. پنجره نماد ابزار تشخیص است. مادربزرگتان ایستاده و دارد می گوید ساختمانی در حال ساخت و ساز است. آیا شما ساخت و سازی می بینید؟ بنابراین، رویا قصد دارد شما را از خطر قضاوت سطحی باخبر کرده و بگوید هنگامی که با چیزی روبرو می شوید که می خواهد خود را به شما واقعی نشان دهد، مطمئن شوید تمام مستندات واقعی بودن را دارد.

کسی که سیگارش دود نکند، یعنی دارد ادای سیگار کشیدن را در می آورد، کسی که به شما چشم انداز ساخت و سازی را توصیف کند باید مدارکی دال بر آن ساخته شدن را مثل یک فوندانسیون نشان دهد. مراقب جلوه نمایی بی اساس پیرامونتان باشید
برچسب‌ها: مادربزرگ, پنجره, سیگار, ساختمان سازی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 15:20  توسط فتحی زاده  | 

مرده زنده شد و گردنم را می فشرد

دوستم شب شنبه قبل از نماز صبح خوابی میبینه که به نظرش خیلی ترسناک میومد. یک خانم رو میدید که زنده بود و اومده بود پیش دوستم و یه آقایی هم کنار خانومه بود. خانومه به دوستم میگفت که من مُردم نذاری این آقایه بیاد تشییع جنازه ام و دوستم هم گفت باشه. بعد یه هویی خانومه سفید میشه و می میره.بعد همه ی خانواده سیاه می پوشن و می رن تشییع جنازه.آقاهه هم میاد دوستم میگه خیلی التماسشوکردم ولی بازم به تشییع جنازه ی خانومه رفت.بعد خانومه اومد وگلوی دوستمو گرفت و جوری فشار می داد که انگار می خواد دوستمو خفه کنه و دوستم هی کمک می خواست.

شب بعدش همون دوستم یه خواب دیگه میبینه . خودش و باباش و برادرش و پسر داییش توی خونه بودن. و بهروز (یعنی همون پسر داییش) هی به دوستم چشمک میزنه و دوستم هی سرشو میاره پایین و لی بهروزم گردنشو میاره پایینو دو باره چشمک میزنه . دوستم جوری بهش میگفته که داداشم این جاست چشمک نزن ما اون ول کن نبوده. بعد دوستم گفت که ناگهان داداشم بهش گفت که برو پیش خواهرم و دوستم می گه این خواب خیلی خنده دار بود. راستی بگم که دوستم از پسر خاله اش رضا خیلی خوشش میومده.این خوابو هم موقع اذون دیده.

اون خانومه هم تو خواب اولی دوستم می گه که تو خواب آشنا بود ولی حالا که فکر می کنم می بینم نمیشناسمش.ممنون میشم این خوابهاشو تعبیر کنین.

تفسیر:

دوست عزیز، خواب اول نشان می دهد که شما در موقعیتی قرار می گیرد که به دلیل روابط شخصی (در محیط زندگی یا کار) در برابر پذیرش مسئولیتی قرار می گیرد. اگر به خاطر آن رابطه و بدون توجه به توانایی ها و امکانات خود مسئولیت را بپذیرید گرفتار مشکل می شوید. سعی کنید، پیش از هر اقدامی ببینید، قادر به انجام آن کار هستید یا خیر، سپس تصمیم بگیرید. این اتفاقی هست که برای خیلی از ماها می افتد. به خاطر دوستی یا آشنایی چشم بسته زیر بار مسئولیتی می رویم و بعد از عهده اش بر نمی آییم و این باعث زحمت ما می شود.

رویای دوم در رابطه با وضعیتی است که مهاجم به صورت پیگیرانه و سمج به سمت هدف حرکت کرده و آن را تحت فشار قرار می دهد و این فشار مستمر باعث می شود ساختار ذهنی و شرایط دفاعی به تدریج متزلزل شده و خم بردارد.

خواب هشدار می دهد که حالت دفاعی در برابر چنین هجومی باید اکیدا بازدارنده و نه انفعالی باشد. باید راست ایستاد و با صراحت فرد را عقب راند. متزلزل نشوید

برچسب‌ها: مرده, زنده شدن, پدر, برادر, پسر دایی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 15:8  توسط فتحی زاده  | 

مار درشت به من زل زده بود

امیر.ن:

خواب دیدم که یک مار تو زیر زمین خونمون از لای وسایل ( فکر کنم کیسه گونی) اومد بیرون خیلی درشت بود با خال درشت اما رنگش کدر بود با چشمای درشت به من زل زده بود فمن زبونم بند اومده بود می خواستم فرار کنم ،پام گیر کرده بود نمی تونستم تکون بخورم فداد هم نمی تونستم بکشم،نمی دونم احساس کردم یکبار دیگه هم اون مار رو اونجا دیده بودم.
حتی به ذهنم رسید که به خونه بگم در رو باز نگذارن که مار نیاد تو خونه.
یهو یاد خدا افتادم ،گفتم خسته شدم از این بدبختی ،که از خواب پریدم،خواب روز بود.
تعبیرش چیه ؟
خیلی گشتم تو نت ،همه بد تعبیر کرده بودند.

 

تفسیر:

فضای متروک زیر زمین و کیسه گونی ها نماد شخص یا چیزی هستند که مورد توجه قرار نمی گیرند و از نظر دور مانده اند. مار درشت با خال های بزرگ نماد فردی است که موقعیت یا شخصیت نیرومندی دارد و رنگ کدرش ناشی از بی توجهی است.

در واقع، او می ایستد و به شما زل می زند، یعنی رفتارتان برایش مهم است. به بیان دیگر، بی توجهی و دور از نظر و اعتنا بودن باعث شده در دل از شما کدورت بگیرد.

رفتار دهشت زده و به عبارت کامل هنگ کرده تان، سردگرمی را در برابر چالش پیش آمده نشان می دهد. زمانی را به خاطر می آورید که گفته اید در را ببندند. این به معنای، راهکاری است که بحران را تشدید می کند، زیرا با قطع ارتباط کدورت ریشه ای تر می شود.

بعد یاد خدا می افتید و ابراز خستگی از مشکلی که پیش آمده می کنید. خدا نماد معنویت و نور خیر است که هنگامی کمک می کند که به درستی به آن نزدیک شوید. در واقع، شما به جای نزدیک شدن به رفتار معنوی و انسانی، تقصیر را به گردن غیر انداخته و شروع به دلسوزی برای خودتان می کنید.

دوست عزیز، رفتار خود را تغییر دهید، قدم جلو گذاشته و کدورت ها را از بین ببرید تا منبع لایزال محبت عمل گره گشایانه خود را به انجام برساند.


برچسب‌ها: مار, در, خدا, زیرزمین, کیسه گونی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 23:51  توسط فتحی زاده  | 

تلاش می کردم گردنبند را از دست ندهم

خانم س:

 خواب دیدم 1 گردنبند طلای خیلی ضخیم داشتم. می خواستند آن را از من بگیرند. خیلی تلاش می کردم که از دستش ندهم. ولی وقتی آن را از دستم گرفتند، صدای مردانه ای گفت: ولش کنید، این گردنبند هنوز مال اونه.

آن ها هم گردنبند را به من برگرداندند.

 

تفسیر:

در حالی که گردنبند آکنده از احساس برخورداری است، صدای مردانه حکم منطقی را نشان می دهد. در برابر چیزهایی که برخورداری از آن ها برایتان ارزشمند است لیاقت داشتنشان را از خود بروز دهید.

زمانی که در رویا برای گردبند مبارزه می کنید، سزاواری تملک آن را به نمایش می گذارید. صدای مردانه نیز بازگوی این معناست که شما با تلاشتان معلوم می کنید که هنوز می توانید آن چیز ارزشنمد را در تملک خود داشته باشید.

 در زندگی، چیزهایی را در اختیار داریم که اگر برای حفظشان نکوشیم از دستمان می رود. برای مثال، احساس آزادی و حق انتخاب، اگر از خود انفعال و وابستگی نشان دهیم، به سادگی بر باد می رود. بسیاری از زنان ایران هستند که به محض ازدواج خانه دار شده و شغل و حرفه خود را رها می کند. دلیلشان نیز ساده است: همسرمان راضی نیست!

 به این ترتیب، یوق حکومت مرد بر زندگی خود را به گردن می زنند و چشمان نیازمندشان را به دستان مرد می دوزند. انسان آگاه قدر داشته های خود را می داند و برایشان مبارزه می کند.



برچسب‌ها: گردنبند, صدای مردانه, تلاش
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 16:12  توسط فتحی زاده  | 

در روستایمان قبر یک آیت الله را با شخصی دیگر عوض می کردیم

مهدی احمدی:

یکی از قبرها متعلق به یکی از ایت الله های معروف که ایشان در قم دفن شده اند. من خیلی ترسیده بودم و کمی دورتر شدم ولی خواهرم گفت جنازه همراه با تابوت است.خواهرم و یک خانم دیگر را پس از نبش قبر دیدم که دو استکان کوچک که تا نصفه اب داشتند می خواهند بنوشند.

تفسیر:

جابجا کردن جایگاه افراد زنده یعنی جابجا کردن حق افراد، اما زمانی که فرد مرده است، کالبد او بی ارزش می شود و در جابجا کردن قبری با قبری حقی جابجا نمی شود. بنابراین، ترس شما از باوری است که ریشه اعتقادی دارد و به خصوص که یکی از آن اجساد متعلق به یک آیت الله سرشناس است، که این آیت الله بودن به معنای همان باورهای اعتقادی است.

در واقع، زمانی که خواهرتان می گوید، اجساد در تابوت هستند، تاکیدی بر این امر است که ترس شما ریشه روان شناختی و باوری و نه فیزیکی و محسوس دارد.

دوست عزیز، این خواب دارد نشان می دهد، اعتقادات و باورهایی در شما وجود دارد که سد راه شما برای انجام پاره ای از کارها است که چه بسا می توانند باعث بهبود زندگیتان شوند. فنجان های نیمه آب کوچک به معنای سادگی و کم اهمیت بودن عملی است که اتفاق افتاده و شما به دلایل اعتقادی بسیار سترگ و وحشت ناک می بینید.

نهایت کلام این که ترس ها و منع های بی اساس و فاقد پشتوانه را از ذهنتان خارج کنید.


برچسب‌ها: نبش قبر, آیت الله, خواهر, لیوان آب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 16:5  توسط فتحی زاده  | 

آتش گرفته بودم و می دویدم

فرزانه حسینی:

مادربزرگم در خواب دیده كه من آتش گرفتم و در حال دویدن هستم.

تفسیر:

خوب این خواب از آن خواب هایی است که اصلا نیاز به تعبیر خاصی ندارد، چون کاملا واضح است. بدترین کار زمانی که بدن فرد آتش می گیرد، این است که شروع کند به دویدن، چون باعث گر گرفتن آتش می شود. بنابراین، رویا دارد نشان می دهد، شما با مشکلی عذاب آور روبرو می شوید که به دلیل هیجان زده شدن و اضطراب، خودتان به آن دامن زده و تاثیر مخرب آن را افزایش می دهید. در برابر، مسائل صبورانه و از روی بصیرت عمل کنید.


برچسب‌ها: آتش, دویدن
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 16:1  توسط فتحی زاده  | 

خواب دیدم خود ارضایی می کنم. بعد از این که ارضاء شدم مردم

محمد حامد پاریس:

درست در نهایت حال کردن بودم که دیدم دیگه نمیتونم هیچ کاری انجام بدم و یکدفعه خلاص  . . .

تفسیر:

دوست عزیز، شما آفت داشته تان شده اید و با تباه کردن موقعیت آن را از دست می دهید. خودارضایی که شما دیده اید یعنی سرگرم لذت خود و سوداهای ذهنی خود شدن و آنگونه که نفستان می طلبد با مسئله روبرو شدن؛ اما این شیوه رفتار منجر به آن می شود که مرگ برایتان رخ دهد، مرگ یعنی از دست دادن و تباه شدن فرصت استفاده ای که می توانستید از آن موقعیت ببرید. قرآن درباره این رویای شما فرعون و قومش را مثال می زند که بر حسب شهواتشان بنی اسرائیل را شکنجه کرده، پسران را می کشتند و زنان را زنده می گذاشتند و در نهایت این استیلا را از دست دادند.

اگر هنوز کار از کار نگذشته و فرصت دارید، رفتارتان را در قبال مسئله عقلایی کنید و مهار نفستان را بکشید تا تاسف و ندامت برایتان باقی نماند.


برچسب‌ها: خود ارضایی, مرگ
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 15:57  توسط فتحی زاده  | 

دخترها در ساحل دوش می گرفتند

خانم س:

داشتم تعبیر خوابهاتونو میخونم . اونقدر عالی تعبیر میکنین که هر کسی وقتی شما خوابشو تعبیر میکنی  یقین پیدا میکنه که تعبیرش درسته .

یه خواب دو روز پیش دیدم که خواستم براتون تایپ کنم تا تعبیرش کنین اما خواستم تعبیر خودمو هم که با کمک از تعبیرهای شماست بنویسم تا ببینم خودم در چه حد میتونم تعبیر خوابامو بفهمم .

خواب دیدم تولد خواهرمه و یکی دونفر اومده بودن تا خونمونو تمیز کنن . منم داشتم با بچه ی خواهرم با چندتا بادکنک بازی میکردم که متوجه شدم داره دیر میشه و باید برم خودمو برای تولد حاضر کنم .با یک خانومی که اومده بود خونه رو تمیز کنه به طور افراطی دعوا کردم و رو به خواهرم گفتم تو این جامعه نباید به کسی رو بدی .لباسامو برداشتمو رفتم بیرون خونه تا دوش بگیرم یه جایی مثل بیابون یا ساحل  بود که تو یه فضای ازاد تعداد زیادی دوش گذاشته بودن و تنها چیزی که دور دوش رو میپوشوند تا دیده نشیم چند متر پرده ی پلاستیکی بود که راحت کنار میرفت . دخترای زیادی هم داشتن حموم میکردن و راحت جلوی هم دیگه با لباسزیر,  دوش میگرفتن . من یه اتاقک پیدا کردم که دید کمتری از بیرون داشت و خلوت تر بود اما یه دختر تو اتاقک بغلی داشت لباسهاشو در میاوردو کنار دیوار میذاشت و لباسهاش جای منو گرفته بود و چون جای من کوچیک بودو لباسهای دختر کثیف بود من کلافه شدمو بدون اینکه حرفی بزنم اومدم بیرون تا یه جای دیگه برم اما با وجود اینکه فکر میکردم جا زیاده نتونستم جایی رو پیدا کنم دویدم سمت خونه و به پیر مردی که اومده بود کار کنه گفتم حموم پیدا نکردم . اون با دستش یه ساختمونو نشون دادو گفت حموم اونجاست من دویدم سمت ساختمون تعدادی اتاق داخل ساختمون بود که چندتا زن داشتن اونجا نماز میخوندن و من حس کردم اونجا حموم بوده و نماز خونه شده و خلاصه نا امید شدم.

خوب من حس میکنم تولد خواهرم به معنی سلامتی دوباره ی خواهرمه (اون از یه بیماری رهایی پیدا کرده). در حقیقت من برای سلامتی خواهرم نذرهای مختلفی کردم که حتی یکی از نذرام این ماه یه مقدار از نظر مالی دستمو تنگ کرد. من تو ایام مریضی خواهرم با خودم هم قرارهایی گذاشتم که از فرصتهای زندگیم استفاده کنم و قدر لحظه ها رو و کنار هم بودن ها رو بدونم .

اینکه من سرگرم بادکنک شدم و دیر برای تولد حاضر شدم شاید میخواد نشون بده که من دوباره با سلامتی خواهرم دچار روزمرگی شدم و هدر دادن لحظه ها رو هنوز دارم تجربه میکنم .

من خشممو سر یه دختر بی گناه خالی کردم و خودمو توجیه کردم . تو حموم یکی اومد جای منو اشغال کرد و من چیزی نگفتم  شاید به این اشاره داره که اعمال ما به سوی ما بازتاب میشن .

من تو محیطی که حس میکردم توسط دیگران دیده میشم راحت نبودم و دنبال جایی بودم که خلوت باشه و کاملا پوشیده باشه , احتمالا این درون گرایی منو نسبت به اکثر دخترای همسن خودم نشون میده که شاید افراطی باشه و زندگی تو جامعه رو تا حدی برام سخت کرده

چون حس میکردم جا زیاده از حق خودم گذشتم تا جای بهتری پیدا کنم اما نتونستم جای مناسبی پیدا کنم تا دوش بگیرم .  شاید من نسبت به داشته هام بی توجهم و قدرشونو نمیدونم

وقتی برگشتم و اون فرد یه خونه رو نشونم داد و به جای حموم محراب بود . من توخواب ازین که در جای بسته و امن تری قرار بود حموم کنم خوشحال بودم . یکی از نذرهای من این بود که نمازمو بخونم . از نظر من نماز نوعی مدیتیشنه که اگه درست  خونده شه به سلامت روح انسان کمک میکنه . اما من تنها یک نوبت در روز نماز میخونم و در ذهنم این سوال بود که ایا دارم پیمان شکنی میکنم یا نه؟

تفسیر:

دوست عزیز، برای انسان بودن باید چون دیگران بودن رو بپذیریم. متاسفانه خونه، زندگی، رفاه و امکانات و خانواده باعث می شه فرد با دیگران فاصله ای ایجاد کنه و به نوعی خودش رو متفاوت ببینه. بیاموزیم همه انسانیم و نفس های همه ما یکی است.

بخش اول رویا رو به درستی تفسیر کردید. تولد خواهر به معنای همان فرصتی است که برای با هم بودن دارید. اما، نماد خواهر در رویایی شما در مقابل نماد دختر کارگر، دختران درون ساحل و دختر درون جای تعویض لباس قرار می گیرد. به این ارتباط ها باید توجه کرد.

بازی بادکنک با بچه ها در حالی که زنانی برای کار وارد خانه شده اند، نوعی فقدان مسئولیت کودکانه است. سپس، معنای دیرشدن و لزوم آماده شدن پیش می آید که این مفاهیم به دنیای بزرگترها تعلق دارد، نه دنیای کودکانه که شما غرق آن بودید.

دعوا با دختر کارگر در مثلث شما، خواهرتان و او، بیان واضح همان تفاوت و نگاه طبقاتی است که متاسفانه ما ناخودگاه گرفتارش می شویم. اصلا این معنای نذر دادن نیز از آن مفاهیم فرهنگی باطل و بی محتوی است که طبقه بالادستی برای آرامش وجدان خود به آن پرداخته و هیچ مدخلیتی در جلب توجه خدا ندارد.

شما لباس را بر می دارید و از خانه خارج می شوید. در این خروج از خانه معنای بیرون رفتن از چارچوب داشته ها نهفته است. حال شما هیچ امتیازی نسبت به دیگر دختران ندارید. دخترانی که بر کنار ساحل که اقتضاء آن تا برهنه بودن است، راحت در کنار هم قرار می گیرند و دوش می گیرند تا جسم هایشان جلاء و بوی طبیعی خود را بیابد؛ اما شما همچنان گرفتار آن تفاوت و فرق هستید. یعنی نمی خواهید در شان و در جایگاه و در سطح آنان قرار بگیرید.

حضور در محل تعویض لباس و دختری که لباس های چرکش را گسترده کرده و فضای شما را اشغال کرده، فرصتی است تا آن کودک درون خود را به وضوح نشان دهد. اینجا دیگر قدرت طبقاتی برای نهیب زدن به کارگری بینوا وجود ندارد، و فرد بدون آن ابزار نمی تواند از حق خود دفاع کرده و حتی جرات ابزار را نیز ندارد.

در پهنه ساحل که نمادی از عرصه اجتماع است، جایگاهی برای نوع مطالبات شما نیست، بنابراین، به سمت خانه بر می گردید. در واقع، به جای تغییر، تصمیم می گیرد، درون همان لاک خود باقی بمانید.

در مسیر، پیرمرد کارگر نماد راهنمای معنوی است. او شما را به سمت حمام درست هدایت می کند، یعنی درگاه خدا، جایی که باید نفستان را از باورهایی که به آن چسیده است رهایی بخشید.


برچسب‌ها: حمام, ساحل, دختران, کارگر, دعوا, لباس, نمازخانه, تولد, خواهر
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 15:52  توسط فتحی زاده  | 

سقوط کرد و دست قطع شده اش در دستم ماند

پانته آ جعفری:

اگر در خواب ببینید کسی از نزدیکان شما سقوط می کند و شما دست چپش را در دست خود نگه می دارید ولی توانایی کمک کردن به او را ندارید.در نتیجه او می افتد ولی دست چپش کنده شده و در دست شما می ماند چه تعبیری دارد؟

تفسیر:

دوست عزیز، فردی گرفتار لغزش و فروافتادن از موقعیتی می شود که دارد. برای مثال، نامزدتان ارتباطش با شما مخدوش می شود. در این بین، شما تلاش می کنید، جلوی این فروپاشی را بگیرد، منتها حل چالش پیش آمده بسیار فراتر از توان شماست و در نهایت، شما با موقعیتی تباه شده روبرو می شوید. دست چپ نماد عملکرد احساسی و عاطفی فرد است و آن همانند کنده خشکیده ای در دست شماست. جز رها کردن و به فراموشی سپردن آیا چاره ای است؟

گاهی وقت ها باید بپذیریم که ارتباطاتی فرومی پاشند، با اصرار برای حفظ چیزی که دیگر نیست، زندگی را بر خود سخت نکنیم.


برچسب‌ها: دست, قطع شدن, سقوط
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 15:41  توسط فتحی زاده  | 

خرس به زور وارد دستشویی شد و به پاهای من می پیچید

خانم ش:

دیشب خواب دیدم داخل حیاطی وسیع که نمیدونم بیمارستان بود یا مدرسه رفتم دستشویی. پنجره دستشویی بزرگ بو.د و تقریبا داخل دستشویی دیده میشد یک ان گاو بسیار بزرگی همینطور عقب عقب امد و خودشو با فشار به در دستشویی میزد منم در دستشویی رو محکم گرفته بودم تا گاو نتونه بیاد یه ان در نیمه باز شد و من با دستام هلش دادم به سمت بیرون و درو بستم خیالم راحت شده بود که اینبار خرس سیاهی به طرف در دستشویی اومد و شدید فشار میداد منم همه توانم و بکار بردم تا اون نتونه درو باز کنه ولی اون خرس خیلی قوی بود درو با سرش نیمه باز کرد و من دیگه نتونستم مقاومت کنم و اون اومد داخل خیلی ترسیده بودم به طرفم اومد میخواست دور پام بپیچه ولی چند نفر اومدن به کمکم یه مردی باهاش گلاویز شد و منم بهش لگد میزدم خلاصه از دستشویی بیرون امده رفتم به طرف ساختمان دیدم مادرم نزدیک ساختمان تو حیاط وایستاده و کمی حال نداره انگار گلاب به روتون کمی استفراغ کرده بود و اثارش روی زمین دیده میشد بهش گفتم باید مواظب خودش باشه.

تفسیر:

انسان را خدا موجودی اجتماعی آفریده است. حس حضور در اجتماع و بهره بردن و بهره دادن به دیگران مبانی خواب شما را می سازد.

بیمارستان بر درمان عارضه اشاره دارد و مدرسه بر یادگیری اصول و قواعد زندگی دلالت می کند. در این فضا، پنجره دست شویی به قدری بزرگ است که داخل آن تا حدودی دیده می شود؛ یعنی شما برای سازگاری با محیط باید بخشی از خصلت های فردگرا و انزواطلبانه را رها کرده و پذیرای رویت شدن و رویت کردن باشید.

گاو نماد مشکلی است که در آن عصبیت تحریک شده مداخله دارد. گاو به رنگ سرخ حساس است و در رویای شما تحریک شدگی باعث شده تا به گونه ای زننده خود را نمایش دهد؛ اما شما یک تنه قادر به مهار آن هستید. سپس مشکلی خودش را نشان می دهد که بسیار قوی، تنگ نظر و مهاجم است- مشکلی که قصد دارد بر وجود شما چنگ انداخته و فضای زندگیتان را گرفتار چالش کند. در اینجا، شما دیگر به تنهایی قادر به رد این مشکل نیستید و نیاز هست تا دیگرانی به یاریتان بشتابند. صحنه نماد حضور جمعی برای غلبه بر مشکل است.

در صحنه پایانی، مادر شما کنار ساختمان ایستاده. نماد استفراغ که نشانه های آن بر زمین دیده می شود و حال نداشتن، همه اشاره به آن دارد که این فرد نیازمند کمک و حمایت است؛ اما شما به او توصیه می کنید خود مراقب خویش باشد؟!!

همان طور که نیاز به حمایت داریم، بیاموزیم که دیگران نیازمند حمایت ما هستند.

در رابطه با این خواب، قران می گوید: مردم را ببینی که گروه گروه به دین خدا در آیند (نصر آیه 2)

آیه می گوید در امر صحیح انسان ها باید دست به دست هم دهند و یک صدا بکوشند. دین خدا اشاره به امر خیر دارد و حرکت گروهی مردم به معنای لزوم مشارکت در امر خیر است.


برچسب‌ها: خرس, در, بیمارستان, دست شویی, گاو
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 15:32  توسط فتحی زاده  | 

ماری خوش خط و خال مرا نیش زد

حسین: تو خواب دیدم توی یک چاله هستم و سعی می کنم از توش دربیام اما وقتی دستم رو به دیواره چاله می گیرم، خاک دیواره می ریزد و ماری بسیار بزرگ و خوش خط و خال دیده می شود که به آرامی حرکت می کند. از ترس به عقب میرم اما مار من رو نیش میزنه اما نیشش درد نداره. میتونید بگید تعبیر این خواب چی میشه؟

تفسیر:

دوست عزیز، شما با مشکلی روبرو می شوید که به دلیل عصبی شدن قدرت خود را برای مدیریت وضعیت از دست می دهید و فرد مقابل که از شما رنجیده شده در اندوهی عمیق فرو می‌رود. او را دریابید!

در حقیقت، چاله نمایشگر مسئله ای است که گریبانگیرتان می شود. دیواره چاله خاک نرمی دارد، بنابراین، باید با حوصله و آرامش از آن بالا رفت؛ ولی شما عجولانه می خواهید خود را بالا بکشید و همین امر باعث ناکامی‌تان می شود. در این رفتار می توان عصبیت را مشاهده کرد.

مار خوش خطر و خال اشاره به فردی دارد (احتمالا یک زن مثل دوست دختر یا...) که حرکت کندی به سمت شما دارد، یعنی معلوم است که اتفاق بدی در حال رخ دادن است، شما متوجه موضوع هستید، اما عصبیتتان مانع می شود تا تصمیم درستی بگیرید. در این بین، او به شما نیش می زند، نیشی که دردی ندارد. خیلی ساده است، در بحرانی که پیش آمده اگر فرد سر شما آوار نشود و شما را گرفتار درد و محنت نکند، یعنی ضمن آن که تلنگری به شما زده، درون خود زهر درد و رنج را فرو می ریزد. 

درباره این رویا، قرآن برایتان می گوید: هر کس شعائر الهی را بزرگ شمارد، آن از پروا و پرهیز دل‌هاست. (حج آیه 32)

دوست عزیز، معنی آیه آن است که حفظ اصول و ارزش‌ها و رعایت منطق را کسی می تواند در پیش گیرد که دلی پروا پیشه و پرهیزگار داشته باشد؛ یعنی بتواند بر عصبیت خود کنترل داشته و با دیدی باز به صورت منطقی و عقلایی عمل کند. چاره کار را در صبر و بردباری و ژرف اندیشی بیابید و امر را فیصله دهید.


برچسب‌ها: مار, نیش, چاله
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 15:27  توسط فتحی زاده  | 

در دهان جن خاک کردم و او ضعیف شد

خانم الی عراقی

خواب دیدم پدرم خانه خود را به یک روستا انتقال داده ومن دارم میرم خونشون که تو راه به یک جن برخوردم که هرچه بسم الله الرحمن الرحیم میگفتم نمیرفت.به زور وارد ده شدم و خوشحال از اینکه با افراد زیادی از ده روبرو شدم اما فهمیدم که آنها هم جن هستند که با بسم الله الرحمن الرحیم رفتن اما جن اولیه هنوز بود من شروع کردم به ریختن خاک درون دهانش که ضعیفتر شد ومن تونستم زنگ در خونه پدرمو بزنم که اونجا ریش سفیدای ده رو دیدم که قضیه جن رو گفتم به قسمت بسم الله الرحمن الرحیم که رسیدم دیدم کدخدا هم جن بوده.خلاصه بعد از حال و احوال با خانواده دختر بچه ای دیدم که از پنجره روبرو با ترس نگاهم میکند و گریه میکند.

تفسیر:

دوست عزیز، جن به معنای موجود ناشناس است. رویای شما سراسر حکایت ترس شما از دیگران است. نه بگذارید بهتر بگویم، آن تصویر دختر ترسیده و گریان در انتهای خواب نمایشگر کودک درون شماست که چون غریبه ها را می بیند، گرفتار هراس و عدم امنیت شده و شروع به فغان و ناله می کند.

دوست من، روستا نماد مکانی است که در آن آدم ها کمابیش با هم آشنایی و ارتباط دارند و ممکن است به هر دلیلی با هم همراه شوند. در این محیط، شما به خاطر آن کودک درون نگرانتان که همه را مهاجم فرض می کند، مرتب رفتار دفعی دارید و از رابطه و صمیمیت می گریزید. خاک در دهان کردن، یعنی زمانی که طرف حرف می زند، به ذوقش زدن و نطفه رابطه را مسدود کردن.

به واقع، شما درون اتاق تنهایی خود باقی مانده و نگاهی پر اضطراب به پیرامون دارید. شجاعت بلوغ را پیدا کنید، دیگران همه آدم هستند. آن ها را واقعا ببنیند، دوست را از دشمن بشناسید و رفتاری هم دلانه با کسانی داشته باشید که در پیرامون شما می آیند و می روند.


برچسب‌ها: جن, روستا, خاک ریختن
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 15:22  توسط فتحی زاده  | 

جنی در گوشم آواز می خواند و طبل می زد

خانم مارت س:

خواب دیدم که بیرون از خونه بودم(تو راه پله های تاریک) احساس کردم که گوشه ی لباسم روهوا ایستاده.کمی ترسیدم خواستم درستش کنم که تمام بدنم بی حس شدنیرویی منو چسبونده بود به دیوار.کنار گوش چپم کسی آواز نامفهومی میخوندو انگار با دست به طبل هم میزد.مثل اینکه فهمیده بودم قضیه چیه میخواستم "بسم ا..." بگم اما دهنم درست تکون نمیخورد(مثل فردی که سکته کرده باشه) نصفشو گفتمو از خواب پریدم ادامه ی ذکرو تو بیداری گفتم.وقتی بیدار شدم گوش چپمو نیمکره ی چپ سرم درد میکرد کمی!

تفسیر:

فردی با انگیزه های جنسی به شما نزدیک می شود و با اغواگری قصد فریفتن شما را دارد که متوجه مقصود او می شوید؛ اما اثر اغوای او تا حدودی احساساتتان را مرتعش کرده است.

فضای بیرون خانه و راه پله نماد محیط عمومی است که افراد به صورت اتفاقی با هم روبرو می شوند. مثل زمانی که سوار اتوبوس هستید و مسافری برای چند ساعت در کنار شما قرار می گیرد. فضای تاریک اشاره به مشخص نبودن مقصود و موضوع فرد دارد.

این که لباستان روی هوا قرار می گیرد، در حقیقت نشان دهنده احساس شماست که ناخواسته در اثر ارتباط با شخصی ناشناس حس می کنید جنسیتتان تحت کشش قرار گرفته است.

این که فکر می کنید او جن است، جن نماد موجود ناشناس و مجهول می باشد. به هر ترتیب، در برابر او که افسونگرانه می خواند و طبل می زند شما تا حدودی مدهوش شده اید؛ اما سرانجام به خودتان می آیید و سعی می کنید خودآگاهیتان را بازیافته و از چنگالش رهایی یابید، این عمل رهایی شما را آغاز می کند. زمانی که به خود می آیید، درد در گوش چپ و نیمکره چپ دارید که به معنای بخش احساسی و عاطفی است و نشان می دهد در جریان ارتباط بخش احساسی تفکر و دریافت اطلاعاتتان مورد فشار و هجوم بوده و به همین دلیل نیز کرخت و سنگین شده است.


برچسب‌ها: جن, دیوار
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 15:10  توسط فتحی زاده  | 

از چاهی میان دریاچه دلوی پر از طلا بیرون کشیدم

خانم الی عراقی:

سلام من یک ماه پیش خواب دیدم از کوهی پایین میام که یک غار پیدا کردم که توش پر طلا بود.یه پیرمردی بود که داشت طلا می ساخت بهم گیر داد که دزدی کردم اما من همه طلاهامو نشونش دادم وگفتم ندزدیدم باور کرد و گفت اگه همه این طلاها واسه تو بود چیکار میکردی؟گفتم اول زندگیمو سروسامان میدادم بعد واسه داداشم زن میگرفتم وباقیشو به آدمای محتاج میدادم اونم گفت همش مال توئه.

اما دیشب خواب دیدم وسط یه دریاچه یه چاهه که من با دلو ازش آب کشیدم و با دلو یه عالم طلا اومد بیرون که چندتا تیکه اش را توبیداری دارم فامیلامون که تو دریا بودن میگفتن مال خودته.

تفسیر:

دوست عزیز، شما در مسیر یادگیری امری یا تحصیل چیزی تلاش زیادی کرده اید و سپس به دلیل ژرف بینی با فرصتی خوبی روبرو می شوید که اگر صادقانه و با خلوص دل با آن روبرو شوید می توانید به خودتان و دیگران منافع خوبی برسانید. خواب اولتان نشان می دهد شما در حال پایین آمدن از کوه هستید، یعنی مرارت اولیه را پشت سر گذاشته و در حال اشراف یافتن و در نتیجه ساده شدن امر هستید. در این موقع، با ژرفایی و فرصتی روبرو می شوید که شرط بهرمندی از آن دلی صاف و دیگرخواه داشتن است.

رویای دوم دریاچه را بستری از حوزه عمل شما نشان می دهد و چاه همان ژرفاست که شما با تلاش توانسته اید از پوسته گذر کرده و به عمق موضوع رسوخ کنید و این امکاناتی را برای شما فراهم می آورد. در این موقع، خویشاوندان که می گویند آن طلاها متعلق به شماست، در واقع به شما می گویند اختیار آن موقعیت در دست شماست و شما را در برابر این دو راهی قرار می دهند که آیا باید خودخواهانه فقط به فکر منافع خود بود یا آن دیگران را هم دید.

نهایت کلام،... الان پروفایلتان را نگاه کردم. شما پرستار هستید خوب دوست عزیز، درحرفه خود به تسلط خوبی رسیده اید. این دو رویا به شما تاکید دارند که حس خدمت گزاری و انسان دوستی را در کارتان جاری نمایید تا عملتان تولید منافعی نیک برای خود شما و پیرامونتان بکند.

شما لیاقت این را دارید که پرستاری تاثیرگذار باشید و بی گمان در پرتو آن مراتب تعالی را طی خواهید کرد
برچسب‌ها: غار, طلا, دزدی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 14:58  توسط فتحی زاده  | 

هلی کوپتری ماشین را به آن سوی ابرها بالا کشید

علی عراقی: مادرم خواب دیده که من به اتفاق او و خواهرم سوار ماشین من بودیم که توسط هلی کوپتری به هوا رفتیم و در آنجا بالای ابرها دایی مادرم که سالها قبل فوت کرده آنجا بود که به ما گفت من و پسر داییم در آزمونی قبول شده ایم اما همسر من(که دایی مادرم او را ندیده بود و نیز در خوابم همراه ما نبوده)شش ماه دیگر قبول میشود.

 

 درضمن ما قصد بچه دار شدن داریم و همسرم دیشب خواب دیده که دختر بچه ای را شیر میدهد.

 

تفسیر:

شما و خواهر و مادرتان به همراه هم نماد فرهنگ خانواده مادریتان هستید. ماشین شما نماد امری است که در کنترل دارید، اما نیروی عقلی برتری (بخوانید مشیت) کنترل را از دستتان گرفته و شما را به سمت آسمان می برد که به وجه معنوی فرهنگتان اشاره دارد.

در نهایت، دایی نماد عقلانیت خانوادگی شما، از آزمونی سخن می گوید که همان پذیرش نیروی تقدیر است و می گوید در خانواده شما چنین اعتقادی وجود دارد (شما و پسر دایی تان دو سوی عقلایی این فرهنگ را جلوه گر می شوید). گفته دایی تان که همسر شما شش ماه دیگر قبول می شود مبنی بر آن است که همسر شما نیز باورهای معقول شما را در خواهد یافت و از آن ها پیروی خواهد کرد.

در واقع، پیام رویا این است که همسر شما ریشه و ذات سالمی داشته و برای آن که با فرهنگ و باورهای خانواده شما هماهنگ شود، نیاز به فرصت و زمان دارد.

 

خواب همسرتان نیز پرده از دلواپسی های همسرتان می تواند بر دارد که او نگران زندگی و آمدن کودکی باشد و در این بین، رویا به اون نشان می دهد کودک خواهد آمد و شیر نماد ظرفیت زندگی شما برای گذران و بزرگ کردن کودک است.


برچسب‌ها: ماشین, هلی کوپتر, دایی, خواهر
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 14:52  توسط فتحی زاده  | 

سگ مرا بوسید و در کنارم خوابید

خانم ف:

خواب دیدم که یه سگی تو خونه ماست که ما به عنوان یه حیوان خونگی ازش نگه داری می کنیم،  یه سگ آرام و مطیع که به خصوص با من صمیمی هستش، دیدم که من تو رختخوابم خوابیدم  سگ میاد کنار من پوزه اش رو به صورتم میماله، انگاری که من رو می بوسه، بعد کنار من دراز میکشه و می خوابه، من تو خواب این سگ رو خیلی دوست دارم، برای یکی از دوستام از هوشش تعریف می کنم.

بعد از مامانم می پرسم که مگه سگ ها نجس نیستند اشکالی نداره ما تو خونه نگهش می داریم، مامانم میگه نه نجس نیست، میگم مثل گربه مو هاش مریضی نمی یاره میگه نه. در حالی که مامان من خیلی مذهبی هستش ، به موی گربه هم حساسیت داره. و خود من تو خواب از حرف های مامانم تعجب کردم.

تفسیر:

خواب شما بر رها کردن باورهای مورثی و لزوم نو دیدن مفاهیم تاکید دارد. در بخش اول خواب، رابطه عاطفی جانوری خانگی با شما نشان داده می شود که همانند یک مونس و رفیق و همراه در کنارتان حضور دارد. این بخش سلامت رابطه و خوشایندی آن را برایتان بازگو می کند.

در بخش دوم، سوالات شما در رابطه با نجس بودن سگ و بد بودن گربه، توجیهاتی را نشان می دهد که انسان برای باور خود می تراشد. چه دلیل علمی و محکمی وجود دارد که موی گربه مریضی بیاورد؟

پیروان نازیسم برای اثبات این که ژرمن ها نژاد برتر هستند، معتقد بودند جمجمه آلمان ها از سایر نژادها بزرگتر است؟!!

به هر ترتیب، در بخش سوم رویا با وارونگی دیدگاه مورثی روبرو هستید تا تعجب شما تلنگری باشد بر هوشیاریتان که دریابید، بسیاری از آن چیزهایی که ما باور داریم، ناشی از اعتقاداتی است که مادران با چاشنی محبت در ذهنمان فرو کرده اند.

چشم هایتان را بشویید و اعتقادات جامدی را که در ذهنتان کاشته اند شناسایی و ریشه کن کنید. البته رویا در صورت خود، ظرفیت حیوانات خانگی را نشان می دهد که می توانند بخشی از نیازهای عاطفی انسان را برآورده کنند.


برچسب‌ها: سگ, گربه, بوسیدن
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 14:49  توسط فتحی زاده  | 

فیلی وارد کوچه می شد

پونه توکل نیا:

خواب دیدم موهایم را یک دست مشکی پر کلاغی کردم و در یک کوچه تاریکم و از دور می بینم که یک فیل ذاخل کوچه می شود.

تفسیر:

کوچه نماد فضای ارتباطی میان انسان هاست که محدودیت های خاص خود را دارد. تاریکی هوا، نماد مجهول بودن شرایط است که امکان خطا را افزایش می دهد. رنگ موی مشکی جزو کلیدهای ارتباطی انسان با دیگران بوده و در اینجا در تشابه با وضعیت تاریک هوا نشان می دهد، دیدن شما در آن شرایط سخت است؛ یعنی احتمال خطا و ندیده شدن و در نتیجه صدمه دیدنتان افزایش می یابد.

فیل نماد فرآیند حجیم است. در نهایت این که در محیطی که گرفتار معضلات و الزامات پیچیده ای است، چنانچه شما رفتاری انفعالی داشته باشید، ممکن است نادیده گرفته شده و چه بسا، رفتار آن محیط به شما صدمه بزند. پس دیگران را مقصر ندانید، بلکه وجود داشتنتان را به دیگران نشان دهید.


برچسب‌ها: فیل, مو, کوچه, رنگ
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 14:47  توسط فتحی زاده  |