تعبیر خواب

تعبیر خواب همانند فیزیک قانونمند، پیچیده و پر از شگفتی است.

مرده زنده شد و گردنم را می فشرد

دوستم شب شنبه قبل از نماز صبح خوابی میبینه که به نظرش خیلی ترسناک میومد. یک خانم رو میدید که زنده بود و اومده بود پیش دوستم و یه آقایی هم کنار خانومه بود. خانومه به دوستم میگفت که من مُردم نذاری این آقایه بیاد تشییع جنازه ام و دوستم هم گفت باشه. بعد یه هویی خانومه سفید میشه و می میره.بعد همه ی خانواده سیاه می پوشن و می رن تشییع جنازه.آقاهه هم میاد دوستم میگه خیلی التماسشوکردم ولی بازم به تشییع جنازه ی خانومه رفت.بعد خانومه اومد وگلوی دوستمو گرفت و جوری فشار می داد که انگار می خواد دوستمو خفه کنه و دوستم هی کمک می خواست.

شب بعدش همون دوستم یه خواب دیگه میبینه . خودش و باباش و برادرش و پسر داییش توی خونه بودن. و بهروز (یعنی همون پسر داییش) هی به دوستم چشمک میزنه و دوستم هی سرشو میاره پایین و لی بهروزم گردنشو میاره پایینو دو باره چشمک میزنه . دوستم جوری بهش میگفته که داداشم این جاست چشمک نزن ما اون ول کن نبوده. بعد دوستم گفت که ناگهان داداشم بهش گفت که برو پیش خواهرم و دوستم می گه این خواب خیلی خنده دار بود. راستی بگم که دوستم از پسر خاله اش رضا خیلی خوشش میومده.این خوابو هم موقع اذون دیده.

اون خانومه هم تو خواب اولی دوستم می گه که تو خواب آشنا بود ولی حالا که فکر می کنم می بینم نمیشناسمش.ممنون میشم این خوابهاشو تعبیر کنین.

تفسیر:

دوست عزیز، خواب اول نشان می دهد که شما در موقعیتی قرار می گیرد که به دلیل روابط شخصی (در محیط زندگی یا کار) در برابر پذیرش مسئولیتی قرار می گیرد. اگر به خاطر آن رابطه و بدون توجه به توانایی ها و امکانات خود مسئولیت را بپذیرید گرفتار مشکل می شوید. سعی کنید، پیش از هر اقدامی ببینید، قادر به انجام آن کار هستید یا خیر، سپس تصمیم بگیرید. این اتفاقی هست که برای خیلی از ماها می افتد. به خاطر دوستی یا آشنایی چشم بسته زیر بار مسئولیتی می رویم و بعد از عهده اش بر نمی آییم و این باعث زحمت ما می شود.

رویای دوم در رابطه با وضعیتی است که مهاجم به صورت پیگیرانه و سمج به سمت هدف حرکت کرده و آن را تحت فشار قرار می دهد و این فشار مستمر باعث می شود ساختار ذهنی و شرایط دفاعی به تدریج متزلزل شده و خم بردارد.

خواب هشدار می دهد که حالت دفاعی در برابر چنین هجومی باید اکیدا بازدارنده و نه انفعالی باشد. باید راست ایستاد و با صراحت فرد را عقب راند. متزلزل نشوید

برچسب‌ها: مرده, زنده شدن, پدر, برادر, پسر دایی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 15:8  توسط فتحی زاده  |